the lean startup

کتاب the lean startup 

،

کتاب نوپای ناب اثر اريک ريز

این کتاب کتابی است از کتاب جامعه های استارتاپی یکی از کتابهایی است که به هر کاآرفرینی پیشنهاد میشود آن را مطالعه کند.

عنوان این کتاب را می‌توان در فارسی به نوپای ناب و یا کسب و کار نوپای ناب ترجمه کرد.

چه کسی کتاب نوپای ناب , the lean startup را باید مطالعه کند؟

چه یک فرد با تجربه در زمینه استارتاپ ها باشید و چه یک تازه کار، کارآفرینان در تمام پروسه یادگیری خود نیاز دارند تا دانش خود را در تمام سطوح راهبری و مدیریتی افزایش دهند. در این همین راستا بسیاری از کارآفرینان با تجربه و به نام در دنیا، کتاب های بسیاری نوشته اند کتاب معرفی شده در این دسته می باشد. راهنمایی های این کتاب می‌تواند به کارآفرینان و مدیران در ایجاد کسب‌وکارهای پایدار و محصولات جدید موفق کمک کند.

کتاب نوپای ناب the lean startup در مورد چیست؟ 

نوپای ناب یک رویکرد علمی برای خلق و مدیریت کسب‌وکارهای نوپا و عرضه‌ی سریع‌تر محصول مناسب است. روش نوپای ناب آموزش می‌دهد چگونه یک کسب‌وکار نوپا را همانند یک خودرو به پیش ببریم- چگونه هدایت کنیم، چه موقع بچرخیم و چه موقع در مسیر خود ثبات داشته باشیم- و چگونه یک کسب‌وکار را با حداکثر شتاب رشد دهیم. نوپای ناب یک رویکرد اصولی برای توسعه‌‌ی محصول جدید است.

 چگونه کارآفرینان امروز از نوآوری مستمر استفاده می کنند تا شرکت های موفق ایجاد کنند. اریک رایز، کارآفرین، نویسنده و مدرس سرشناس مدرسه کسب و کارهای هاروارد از چهره های برجسته حوزه فناوری است. در قسمتی از کتاب می خوانیم که اکثر استارتاپ ها شکست می خورند ولی بسیاری از این شکست ها قابل پیشگیری است. نوپای ناب رویکردی انقلابی برای ساخت شرکت ها و محصولات جدید است. وی در این کتاب استارتاپ را به عنوان سازمانی که خود را وقف ساخت چیزی جدید در شرایط عدم قطعیت می کند تعریف کرده و در ادامه می نویسد:

“چیزی که تمام کارآفرینان موفق در دنیا به صورت مشترک دارند، وارد شدن به محیطی مه آلود و کشف مسیر موفقیت برای ساخت کسب و کارهای پایدار است.”

 

چرا باید کتاب نوپای ناب , the lean startup را مطالعه کرد؟

نوپای ناب به شما یاد می دهد که به جای تلف کردن وقت خود برای ساخت برنامه های کسب و کار پیچیده به تست چشم انداز خود به صورت مستمر بپردازند و خود را با شرایط تطبیق دهید قبل از آنکه دیر شده باشد.

  

نویسنده کتاب نو پای ناب , the lean startup کیست ؟

Eric Ries  اریک ریس نویسنده کتاب نوپای ناب یا کسب و کارنوپای ناب ، the lean startup است . کمتر نویسنده ای را می‌توان یافت که صرفاً با یک کتاب، آن هم در سنین جوانی و اواسط دهه‌ی چهارم زندگی، در میان نظریه پردازان کلاسیک مدیریت و کسب و کار برای خود جایگاهی یافته باشد.اتفاقی که برای اریک ریس با کتاب The Lean Startup افتاد.دو مفهوم کلیدی در افکار اریک ریس، یادگیری و تجربه کردن هستند.

 

معنای لغت lean چیست؟

لغت Lean به عنوان صفت به معنای لاغر است. لاغر و بدون زوائد

 

 دانلود رایگان کتاب نوپای ناب , دانلود کتاب lean startup, دانلود کتاب نوپای ناب  را می توانید از کتابفروشی های آنلاین انجام دهید یا آن را می توانید از کتابخانه گوگل مطالعه کنید.

the lean startup

 

۴ نکته طلایی در مصاحبه با یک استارت آپ

مصاحبه برای هر موقعیت شغلی در واقع خیابانی دو طرفه است: مصاحبه کننده در تلاش است تا دریابد آیا شما مناسب این شغل هستید و همچنین در پی آن است تا بداند آیا شما همان کسی هستید که بیش از ۴۰ ساعت در هفته را با کار در آن شرکت بگذرانید.
اینها در تمام مصاحبه‌ها صدق می‌کند، اما هنگام مصاحبه با استارت‌آپ جلوه بیشتری می‌یابد. مصاحبه‌کننده شما می‌خواهد بداند میزان مشارکت شما در دو روز، دو ماه و دو سال چقدر است. او می‌خواهد بداند چگونه می‌خواهید خود را با شرکتی کوچک و اعضای تیم آن وفق دهید. خلاصه، لازم است بداند که آیا کار در شرکت برای شما آن قدر لذت‌بخش است که حاضر باشید مدت طولانی با حقوق کمتر از عرف معمول کار کنید. همچنین می‌خواهد از تفکر شما برای موفقیت شرکت بداند. آیا گزینه‌های شما مربوط به ۵ سال آتی است یا فقط این شغل را برای پنج ماه می‌خواهید؟
در ادامه چهار مرحله آمده که به شما کمک می‌کند به طور همزمان خود را داوطلبی شایسته نشان دهید و نشان دهید که واقعاً خواهان این شغل هستید.

۱- استفاده از محصولات
صرف نظر از اینکه بابت چه شغلی مصاحبه می‌شوید، مهندس، فروشنده، بازاریابی، باید همیشه از محصولات آن شرکت پیش از نخستین مصاحبه استفاده کرده باشید. اگر استخدام شدید، هدف شما ارزش‌آفرینی برای افرادی است که می‌خواهند از آن محصول استفاده کنند و تبدیل شدن به کاربر در مرحله اول است. این کار را انجام دهید تا به شما کمک کند به شرکت و محصولات آن اشتیاق پیدا کنید و این اشتیاق را به مصاحبه‌گر نیز منتقل کنید.
در دموگرافی هدف نیستید؟ صرفاً به این خاطر که شما فرد ۲۵ ساله مجردی هستید که در مکان طراحی شده برای والدین مصاحبه می‌شوید به این معنا نیست که نمی‌توانید این شغل را به دست آورید. در InstaEDU، مشتریان هدف دانشجویان هستند اما برخی از آنها بهترین داوطلبین هستند که سوالات کار در منزل را از اینترنت برداشته‌اند و وانمود کرده‌اند که با دانشگاه در ارتباط بوده‌اند.
اگر نمی‌توانید از محصولات استفاده کنید (برای نمونه، محصولات مربوط به شرکت های بزرگ است یا هزینه‌های چندصد دلاری دارند) می‌توانید تحقیق در مورد آن محصول را انجام دهید. به مفاهیم موجود در وب‌سایت‌ها مراجعه کنید، مقالات و بررسی‌های جدید را بخوانید و با کسانی که می‌دانید از آن استفاده کرده‌اند صحبت کنید. مضاف بر این، قطعاً در می‌یابید که چه کسانی رقبای شرکت شما هستند و چرا محصولات آنها برتر است.

۲- ایده‌های خود را مطرح کنید
اکنون که با محصولات شرکت آشنا شدید، می‌توانید ایده‌های خود را در مورد بهبود نقش خود آماده کنید. ایجاد کدام ویژگی‌های جدید می‌تواند شما را هیجان زده کند؟ چگونه با کاربران تعامل می‌یابید؟ چگونه می‌‌توانید مناسبات شرکت را افزایش دهید؟ چگونه خدمات مشتری بهبود می‌یابد؟
شما نیازی به درک استراتژی چهار ساله شرکت ندارید، اما می‌توانید افکار خود را به اشتراک بگذارید و از همه مهمتر نشان دهید تا چه میزان به این شغل علاقمند هستید و در آن تخصص دارید. آگاهی از اینکه موقعیت‌های پیشین شما چه بوده است مهم است، اما به خاطر داشته باشید که مصاحبه‌گر در تلاش است تا بداند شما چه کارهایی انجام خواهید داد و چگونه از مهارت‌های خود در شرکت استفاده می‌کنید.
خلاصه اینکه، نشان دهید فعالیت‌های روزانه شما با شغل مورد علاقه شما در ارتباط است. شما ممکن است عاشق بازاریابی رسانه‌ای باشید اما تخصص شما به گونه‌ای باشد که شرکت بیشتر از فروش مستقیم بهره‌مند شود و این همان چیزی است که باید مدنظر قرار گیرد.

۳- آماده زمان‌های واپسین مصاحبه باشید
اکثر مصاحبه کنندگان معمولاً در انتهای مصاحبه زمانی را به سوالات شما اختصاص می‌دهند. اگر در حال مصاحبه با یک موسس هستید، در مورد دیدگاه او نسبت به شرکت، چگونگی تعریف موفقیت و برنامه‌های او برای رسیدن به آنجا سوال کنید. از سوال کردن در مورد برنامه‌های کسب و کار، موقعیت تامین مالی و نیز موانع بالقوه نترسید. اگر با کسی که همتای شما خواهد بود سوال می‌کنید، در مورد بخش‌های مورد علاقه او در شرکت، بزرگترین چالش‌های پیش روی او و چگونگی کارکردن او با تیم سوال کنید.
این مکالمات نه تنها اطلاعات مفیدی در مورد شغل پیشنهادی خواهد داد، بلکه به مصاحبه کننده نشان می‌دهد که به صورت جدی شرکت را ارزیابی کرده‌اید.

۴- پیگیری
این توصیه خود قدمتی همانند فرآیند مصاحبه دارد اما بسیاری از داوطلبین در آن به ویژه در دنیای گاه به گاه استارت‌آپ‌های فناوری ناکام می‌مانند: یک یادداشت تشکرآمیز بفرسید. ارسال ایمیل تشکرآمیز شما یک روز پس از مصاحبه، نشان دهنده ادب شما است و نشان می‌دهد که فردی هستید که موارد را پیگیری نموده و به واقع به این شغل علاقمند هستید.
همچنین موجب ایجاد فرصتی برای تقویت حوزه مصاحبه‌ای می‌شود که در آن احساس ضعف می‌کنید. ممکن است استراتژی وب بازاریابی در راه رسیدن به خانه به نظر شما بیاید؟ در افزودن پاراگرافی برای ذکر ایده‌های جدید خود آزادانه عمل کنید.
هنگامی که با یک استارت‌آپ مصاحبه می‌کنید، هدف شما اطمینان از این مسئله است که از تناسب مناسبی با شما برخوردار است و اینکه این تناسب را به مصاحبه‌کننده نیز انتقال دهید. هنگامی که این کار را انجام دهید، در بهترین موقعیت مذاکره برای شغل پیشنهادی قرار دارید، شما پر از ایده‌هایی هستید که می‌توانند تلنگری برای خیز برداشتن باشند.

منبع: سایت اقتصاد آنلاین

روش‌هایی برای جذب مشتری در استارتاپ

در اینجا به ابتکارات و ترفندهایی که مدیران می‌توانند برای بهبود کیفیت روابط شرکت‌های متبوع شان با مشتریان به کار گیرند اشاره خواهد شد.
از تکنولوژی‌های دیجیتالی جدید برای شکل دهی به روابط تان با مشتریان استفاده کنید. مشتریان هر شرکتی همیشه و در همه حال به دنبال شخصی‌سازی و ساده تر کردن روابط شان با شرکت‌ها هستند. گرایش روزافزون کاربران اینترنت به استفاده از فیس‌بوک، توییتر، گوگل یا آمازون، گواهی است بر این مدعا که شرکت‌ها باید به همان مسیری بروند که این غول‌های دنیای اینترنت رفته اند؛ یعنی همان ساده‌سازی و سریع تر کردن ارتباط شان با مشتریان و همگام‌سازی روابط مشتری- شرکت با جدیدترین پیشرفت‌ها در دنیای تکنولوژی‌های دیجیتالی.

تحقیقات نشان داده بیش از 25 درصد مشتریان به محض مشاهده تنها یک بار ناتوانی شرکت‌هایی که سال‌ها با آن رابطه داشته‌اند و از محصولات و خدمات آنها استفاده کرده‌اند، اقدام به قطع رابطه با آنها و مراجعه به شرکت ‌های دیگر کرده‌اند که این مساله بیانگر حساسیت بالا و سخت بودن رقابت در دنیای دیجیتالی امروز است. در این میدان پررقابت و پیچیده، تیم‌های کاری زبده‌ای در شرکت‌ها باید شکل بگیرند که قادر باشند در جهت طراحی، آزمایش و هماهنگ‌سازی فرآیندهای مرتبط با تجربه مشتریان کار کنند و در این مسیر از جدیدترین تکنولوژی‌های دیجیتالی موجود کمک بگیرند و دقیقا همان کاری را انجام دهند و همان چیزی را تولید کنند که مشتریان می‌خواهند و به دنبالش می‌گردند.

با وسوسه منفعت طلبی و توجه انحصاری به منافع شرکتی مقاومت کنید. هنگامی که تجربه مشتری به‌عنوان محور و اولویت اصلی شکل دهی به استراتژی‌های شرکتی در نظر گرفته شود، تعداد بیشتری از مدیران با این موقعیت سخت روبه‌رو می‌شوند که بین کسب رضایت مشتری و آفریدن یک تجربه دلپذیر برای او از یکسو و کسب سود بیشتر برای شرکت یکی را انتخاب کنند. در این میان می‌توان با ایجاد تعادل و توازن بین این دو فاکتور مهم و تعیین‌کننده هم به خواسته‌های بحق مشتریان پاسخ گفت و هم منافع و خواسته‌های سهامداران و مالکان شرکت‌ها را مد نظر داشت. بهترین راه برای تحقق این خواسته‌ها عبارت است از تقویت و تجهیز کارمندان و مدیرانی که در خط مقدم ارتباطی با مشتریان هستند و همچنین دمیدن روح حاکمیت مشتریان بر شرکت‌ها و اصالت بخشیدن واقعی به آنها. کسب موفقیت‌های مالی و اقتصادی در مراحل اول اجرای طرح تقویت و بهبود تجربیات مشتریان می‌تواند به توجیه بهتر سهامداران و مالکان در مورد پیامدهای مثبت و سازنده این طرح کمک شایانی کند.

از تجربیات مطلوب مشتریان برای تقویت خط مقدم شرکت تان بهره ببرید. هر شرکتی که در راستای بهبود تجربیات مشترک بین خود و مشتریانش گام برمی‌دارد، باید کارمندانش را تشویق کند تا مشتریان را محور انجام وظایف و تصمیم‌گیری‌های کاری شان کنند. حمایت همه جانبه مدیران ارشد از این رویکرد کارکنان در تمامی سطوح سازمان می‌تواند به پیشرفت‌های شگرفی در این زمینه منتهی شود. به‌عنوان مثال، شرکت آمازون در نخستین سال‌های فعالیتش اقدام به برگزاری جلساتی در پایان هر سال می‌کرد که در آن تمام کارکنان شرکت اقدام به بیان تجربیات و نظرات‌شان در ارتباط با مشتریان می‌کردند. در سال‌های اخیر نیز برخی شرکت‌ها اقدام به ایجاد بخش‌هایی با عنوان «داشبورد مشتریان» در وب‌سایت‌های رسمی خود کرده‌اند که هدفش مشارکت دادن مشتریان در تصمیم‌گیری‌های سازمانی است.

شاخص‌هایی را برای بازخورد گرفتن از مشتریان ایجاد کنید. تجربه ثابت کرده که کلید کسب رضایت مشتریان فقط از طریق سنجش آنچه در شرکت می‌گذرد نیست، بلکه حتما باید به عقاید و بازخوردهای دریافت شده از مشتریان نیز توجه داشت. برای این کار باید یکسری معیارها و شاخص‌ها برای گرفتن بازخوردها از مشتریان اندیشیده شود. آنچه در مورد این معیارها مهم است، نوع و جنس آنها است و همچنین نحوه به کارگیری آنها. در واقع یک سیستم ایده آل سنجش تجربیات مشتریان عبارت است از محور قرار دادن سفر ذهنی مشترک مشتریان با شرکت و پیوند زدن آن با سایر بخش‌های کلیدی شرکت، به ویژه دستاوردهای مالی و بهبود عملیات داخلی. این الگو باید از سطوح مدیریتی ارشد شرکت‌ها آغاز شود و سپس به سطوح پایین تر مدیریت و کارکنان تسری یابد. دریافت، پردازش و تجزیه و تحلیل‌های دقیق بازخوردهای جمع‌آوری شده از مشتریان می‌تواند تاثیر بسزایی در ارتقای سطح کیفی کارها و شناسایی فرصت‌های پیشرفت و رفع نواقص داشته باشد.

حاکمیت فرابخشی را عملی‌سازید. حتی در شرکت‌هایی که به کندی نسبت به ایجاد تعامل سازنده با مشتریان‌شان اقدام می‌کنند نیز حرکت به سمت سنجش بازخوردهای مشتریان می‌تواند به برداشته شدن مرزها و محدودیت‌ها بین بخش‌های مختلف کمک کند.با این همه برای تغییر وضعیت از حرف به عمل، شرکت‌ها باید حاکمیت فرابخشی را در تمام سطوح خود عملی سازند. این تغییر حالت باید به‌صورت طبیعی و در بطن عملیات جاری و عادی شرکت‌ها صورت پذیرد. برای تشویق هر چه بیشتر کارکنان نیز مدیران می‌توانند از خودشان شروع کنند و الگوهای رفتاری خود را در قالب برقراری ارتباطات مستمر و فرابخشی تغییر دهند و پس از آن کارکنان شان را به انجام این کار ترغیب کنند.
پیشرفت‌ها و موفقیت‌های ناشی از تجربیات مشترک با مشتریان را علنی بیان کنید. گاهی اوقات رهبران سازمان‌ها نمی‌توانند آن چنان که باید و شاید حجم قابل توجهی از تغییر و تحولات مرتبط با تجربیات مطلوب مشتریان و شرکت را توجیه کنند و به همین دلیل سرعت پیشرفت این کارها با کندی و مقاومت مواجه می‌شود. بهترین روش برای حل این مشکل این است که مدیران به‌طور علنی نسبت به بیان مزایای ملموس و موفقیت‌های اولیه ناشی از این تحولات اقدام کنند. این کار باعث می‌شود مدیران و رهبران سازمان‌ها بتوانند تداوم پیدا کردن تجربیات مشترک مشتری و شرکت و تاثیرگذاری آن بر روندهای کلی را برای دست اندرکاران امر بهتر توجیه کنند. تهیه اطلاعات مقایسه بین دورانی که این تحولات در شرکت به وقوع پیوسته و دوران پیش از آن و تاثیر آن بر میزان رضایتمندی مشتریان از جمله اقداماتی است که مدیران می‌توانند در راستای ارزش آفرینی برای سفرهای ذهنی مشترک بین شرکت و مشریانش انجام دهند. با این همه باید دانست که انجام و به ثمر نشستن تمام این اقدامات نیازمند صبوری و نظم خاصی است.

منبع: سایت اقتصاد آنلاین

انواع تجارت الکترونیک

انواع مدل های تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک بسته به نوع ارایه دهنده خدمت و بستر آن انواع متفاوتی دارد که در زیر به 6 مورد از انواع مدل های تجارت الکترونیک اشاره کرده ایم:

1- تجارت الکترونیکی (Business to Business (B2B
2- تجارت الکترونیکی (Business to Consumer (B2C
3- تجارت الکترونیکی (Consumer to Consumer (C2C
4- تجارت الکترونیکی  (Consumer-to-Business (C2B
5- تجارت الکترونیکی  (Business-to-Administration (B2A
6- تجارت الکترونیکی  (Consumer-to-Administration (C2A

تجارت الکترونیک B2B

تجارت الکترونیک B2B به صورت ساده، تجارتی است که بین شرکت ها تعریف می شود. یعنی معاملات و خدماتی که شرکتی(کارخانه ای) به شرکت دیگر ارائه میدهد.
در مدل B2B یک شرکت یا بنگاه تجاری برای ثبت سفارش به تولیدکنندگان, دریافت پیش‌فاکتور, فاکتور خرید, پرداخت مبلغ خرید و هزینه‌های مربوطه از طریق شبکه اقدام می‌نماید.

تجارت الکترونیک B2C

تجارت الکترونیکی بنگاه ـ مشتری شامل تجارت خرده‌فروشی می‌شود. این نوع تجارت بین فروشنده و مشتریان ایجاد می‌شود. یعنی مشتریان با استفاده از شبکه می‌توانند به فروشگاه دسترسی پیدا کرده کالای مورد نیاز خود را انتخاب نموده، سفارش خرید دهند و وجه آن را پرداخت نماید.
این نوع تجارت با گسترش اینترنت به سرعت افزایش می‌یابد. امروزه در کشورهای پیشرفته انواع کالاها از اقلام مصرفی مثل مواد غذایی تا اقلام بادوام مثل اتومبیل از طریق اینترنت قابل خرید و فروش می‌باشد. تجارت الکترونیکی B2C دارای مزایای فراوانی هم از نظر خریداران و هم از نظر فروشندگان می‌باشد.

خرید خرده فروشی اینترنتی در مقایسه با تجارت سنتی، مصرف کننده ها با خرید از فروشگاه های اینترنتی می توانند ویژگی های زیر را دریافت کنند:
1ـ کاتالوگ و مشخصات کالا به سهولت قابل دسترسی می‌باشد و مصرف کننده می تواند اطلاعات بیشتری در رابطه با محصول دریافت کند.
2ـ خرید از فروشگاه به طور ۲۴ ساعته امکان‌پذیر است.
3ـ فشارهای روانی هنگام خرید وجود ندارد.
4ـ مقایسه انواع کالاها در انواع فروشگاهها به راحتی امکان‌پذیر است.
5ـ خریدار به راحتی می‌تواند مناسب‌ترین قیمت را انتخاب نماید.
6ـ خریدار پس از انتخاب کالا و پرداخت مبلغ و هزینه‌های آن سریعاً کالا را در منزل دریافت نماید.

تجارت الکترونیک C2C

تجارت الکترونیکی مشتری ـ مشتری هم اخیراً به وجود آمده است. حجم مبادلات این نوع تجارت الکترونیکی در مقایسه با دو نوع فوق‌الذکر بسیار پایین‌تر است.

به طور کلی، این معاملات از طریق یک شخص ثالث انجام می شود که پلت فرم آنلاین را فراهم می آورد که در آن انجام معاملات واقعی انجام می شود. این نوع تجارت الکترونیکی بیشتر برای برگزاری مناقصات و مزایده‌ها و حراج‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این نوع تجارت مشتریان کالای خود را همراه با مشخصات و قیمت آن آگهی می کنند و سایر مشتریان می توانند محصولات را مشاهده نموده و خریداری نمایند. اپلیکیشن دیوار از چنین مدل تجاری برخوردار است.

تجارت الکترونیک C2B

تجارت مصرف کننده با فروشنده، در تجارت C2B،  یک مبادله معکوس مبادله سنتی اتفاق می افتد. در این نوع تجارت الکترونیک، تعداد زیادی از افراد خدمات و یا محصولات خود را در اینترنت قرار داده تا شرکت هایی که به دنبال دقیقا این نوع خدمات و یا محصولات هستند، خرید انجام دهند.
نمونه هایی از این شیوه ها، سایت هایی هستند که طراحان چند پیشنهاد برای یک لوگو شرکت ارائه می دهند و تنها یکی از آنها انتخاب شده و به طور موثر خریداری می شود.

تجارت الکترونیک B2A

تجارت فروشنده با اداره، تجارت الکترونیکی است که شامل تمامی مبادلات تجاری ــ مالی بین شرکت ها و سازمان های دولتی است. تأمین نیازهای دولت توسط شرکت ها و پرداخت عوارض مالیات ها از جمله مواردی است که می توان در این گروه گنجاند. تجارت B2A در سال های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

تجارت الکترونیک C2A

تجارت مصرف کننده با اداره شامل تمام معاملات الکترونیکی بین افراد و ادارات دولتی می باشد. دولت ها مبادلات الکترونیکی را به حیطه هایی همچون جمع آوری کمک های مردمی، پرداخت مالیات بر درآمد و هر گونه امور تجاری دیگری که بین دولت ها و مردم انجام می شود، گسترش خواهند داد.

نمونه هایی از برنامه ها عبارتند از:

  • آموزش و پرورش - انتشار اطلاعات، آموزش از راه دور و غیره
  • امنیت اجتماعی - از طریق توزیع اطلاعات، پرداخت و غیره
  • مالیات - بازپرداخت مالیاتی، پرداخت و غیره
  • سلامتی - قرار ملاقات، اطلاعات در مورد بیماری، پرداخت خدمات بهداشتی و غیره

هر دو مدل اشاره شده، شامل تجارت الکترونیک با ادارات دولتی (B2A و C2A) به شدت به ایده بهره وری و استفاده آسان از خدمات ارائه شده به شهروندان توسط دولت با حمایت از فناوری اطلاعات و ارتباطات مرتبط است.

مزایای تجارت الکترونیک

- حذف محدودیت های مکانی و زمانی
دسترسی تمام مردم جهان به اینترنت و گسترش روابط الکترونیکی از طریق وب سایت ها، باعث به وجود آمدن تجارتی پر سود و بدون محدود های جغرافیایی و مکانی و فیزیکی شده است. در طراحی سایت که امروزه کار تجارت را انجام می دهند، جذب مخاطب و مشتریان تبدیل به رقابتی برای کسب درآمد در اینترتی شده است.

- افزایش درصد فروش و دسترسی آسان به اطلاعات لازم
مزیت اصلی تجارت الکترونیک توانایی آن در دستیابی به یک بازار جهانی است و لزوما به معنی سرمایه گذاری بزرگ اقتصادی نیست. محدودیت های این نوع تجارت به لحاظ جغرافیایی تعریف نشده است، که به مشتریان اجازه می دهد تا انتخاب جهانی را به دست آورند، اطلاعات لازم را بدست آورند و پیشنهادات را از همه تامین کنندگان بالقوه بدون در نظر گرفتن موقعیت آنها مقایسه کنند.

- حذف دلال ها و واسطه ها
حذف واسطه ها یکی دیگر از ارزشمندترین دستاوردهای تجارت الکترونیکی می باشد که باعث کاهش بی سابقه قیمت کالاها و خدمات در جهان شده است. براساس برآوردهای انجام شده، حذف واسطه ها و ایجاد ارتباط مستقیم بین خریداران و فروشندگان بین ۱۵ تا ۵۰ درصد موجب کاهش قیمت تمام شده کالاها و خدمات برای مشتریان شده است.

- کاهش هزینه های معاملاتی و زمان انجام کار
مزیت دیگر تجارت الکترونیکی آن است که شما قادر خواهید بود که محصولات مورد درخواست خود را به صورت سفارش و مطلوب خود خرید کنید. نهایتاً مشتری می تواند با دادن اطلاعات مختلف در مورد کالاهای خریداری شده و برقراری ارتباط الکترونیکی با شرکت تولیدکننده نسبت به رفع نقص کالای مورد نظر اقدام نماید. شرکت هایی که از این طریق به فروش محصولات و خدمات خود اقدام می کنند به طور دائم از طریق روش های مختلف، سریع و کم هزینه در ارتباط با مشتریان خود هستند و پشتیبانی قوی باعث ترغیب مردم به خرید از اینترنت می شود.

معایب تجارت الکترونیک

- حریم خصوصی و امنیت
پیش از انجام تراکنش‌ها به صورت آنلاین، ابتدا گواهی‌های امنیتی (نظیر نماد اعتماد الکترونیکی و ...) آن وب‌سایت را بررسی کنید. درست است که خرید آنلاین ساده و راحت است، ولی هیچ‌کس دوست ندارد اطلاعات شخصی‌اش به سرقت برود. بسیاری از سایت‌ها قابل اطمینان هستند، ولی باز هم همیشه باید تحقیق کنید و سایت‌هایی را که از امنیت کافی برخوردار نیستند، شناسایی کنید.

- کیفیت
با وجود اینکه در تجارت الکترونیک، همه چیز به راحتی در دسترس قرار گرفته است، مشتری فقط پس از تحویل گرفتن محصولات می‌تواند آن‌ها را واقعا ببنید و لمس کند. بنابراین حتما باید پیش از خرید، روش بازگرداندن کالا در صورت عدم رضایت از آن را بررسی نمایید. همیشه پیش از خرید مطمئن شوید که گزینه‌ای برای بازگرداندن کالا وجود دارد.

- هزینه‌های پنهان
مشتری در زمانِ خرید، از قیمت کالا، هزینه‌ی حمل‌و‌نقل، بارگیری و مالیات آگاه می‌شود. ولی باید مراقب باشید، زیرا ممکن است هزینه‌های پنهانی وجود داشته باشد که بر روی صورت‌حساب خرید شما ذکر نشده‌اند، ولی بر روی فرم پرداخت ظاهر می‌شوند. ممکن است هزینه‌های اضافه‌ای برای جابجایی و بارگیری در محل فروشنده‌ی کالا (handling fee) وجود داشته باشد (به ویژه در مورد خریدهای بین‌المللی).

- نیاز به اینترنت
استفاده از اینترنت، رایگان نیست و اگر شما از وای‌فای رایگان استفاده می‌کنید، این احتمال وجود دارد که اطلاعات شما بر روی وب‌سایتی ناامن به سرقت برود. اگر نمی‌خواهید از اینترنت رایگان استفاده کنید یا نمی‌توانید در منزل‌تان اینترنت یا رایانه داشته باشید، بهتر است خریدهای‌تان را حضوری انجام دهید.

- نبود تعامل شخصی
با وجود اینکه قوانین و مقررات هر کسب‌و‌کار در تجارت الکترونیک، برای مطالعه‌ی شما در دسترس قرار گرفته است، مطالب بسیار زیادی وجود دارد که باید مطالعه کنید و ممکن است مسائل قانونی برای شما گیج‌کننده باشد. در مورد سفارش‌های بزرگ یا مهم نیز کسی وجود ندارد که بتوانید در مورد پرسش‌ها یا نگرانی‌های خود، رو در رو با او صحبت کنید.

 

 

 

 

کسب و کار موفق


همه ما این جمله را شنیده‌ایم که «سخت کار کردن منجر به موفقیت می‌شود». اما سخت کار کردن تنها عامل برای رسیدن به موفقیت است؟

این یک گفته سنتی است که مورد توجه بسیاری از مردم قرار گرفته است اما گاهی اوقات واقعیت برخلاف این است. سخت کار کردن به معنای تحمل فشارهای طولانی و زمینه‌ای برای پذیرش شکست است.

برای درک بهتر این موضوع، ورزشکاران حرفه‌ای و قهرمانان المپیکی را در نظر بگیرید. بله؛ آنها بیشتر روز خود را به تمرین کردن اختصاص می‌دهند اما آنها و مربیانشان به خوبی می‌دانند که تمرین کردن بیش از اندازه و یا اشتباه در تمرین، ممکن است منجر به آسیب دیدن و در نهایت از دست دادن شانس قهرمانی شود.

این موضوع در کسب و کار هم صادق است. افرادی که ساعات طولانی و به شکل متوالی به کار می‌پردازند، موجبات نابودی و از دست دادن کارایی خود خود را فراهم می‌کنند. پس از اینکه فرد دچار خستگی می‌شود، به اشتباه می‌افتد و زحمت خود و دیگران را بیشتر می‌کند.

اگر بخواهید کاری را پیش از موعد به انجام برسانید، کار سخت همانند یک سم عمل می‌کند. نمونه خوب برای این موضوع، عملکرد فروشنده‌ای است که با رفتار نادرست بسیاری از مشتریان بالقوه را مایوس و از خرید منصرف می‌کند.

کار سخت وقتی که فرد انجام دهنده زمان درست برای دست کشیدن از کار را نداند، موجب شکست خواهد شد، مانند مهندس طراحی که تا تکمیل نکردن یک پروژه، متوقف نمی‌شود. در دنیای واقعی، سخت کار کردن می‌تواند کلید بازنشستگی زودتر از موعد باشد اما عملکرد هوشمندانه اهمیت بسیار بیشتری دارد.

در بسیاری از سازمان‌ها، افرادی که بسیار کار می‌کنند عموما به مراتب بالاتر نمی‌رسند. به عنوان مثال، من با گروه برنامه نویسی روبه‌رو شده‌ام که به دلیل ناامیدی از پیشرفت، و البته نیاز به پشتیبانی مادام‌العمر، دست به نوشتن هیچ کدی نمی‌زدند.

برای آن دسته از افرادی هم که نیاز به خلاقیت در کار دارند، سخت کار کردن مانند یک سم عمل می‌کند چراکه دانشمندان دریافته‌اند که مردم بیشترین خلاقیت را هنگامی دارند که میان کار و استراحت تعادل برقرار می‌کنند.

قطعا برای شما هم پیش آمده است که پس از چند ساعت کار متوالی دیگر قادر به خلق ایده‌های جدید نیستید. اما اگر از فشار بیهوده به ذهنتان بپرهیزید، در یک زمان خاص به اوج توانایی می‌رسید.

موفقیت از کار سخت حاصل نمی‌شود بلکه از شناخت بهترین زمان برای انجام هر کار به دست می‌آید.

این جمله که «سخت کار کردن منجر به موفقیت می‌شود» به همان میزان نادرست است که جمله «خوش گذرانی موجب شکست می‌شود». قطعا اگر از نظر روحی احساس خستگی می‌کنید، استراحت و شادی کردن بهترین استراتژی ممکن است. این کار موجب می‌شود که از فشارها دور شده و از استرس خارج شوید.

باید بگوییم که معنای حقیقی موفقیت همین است. بسیاری از مردم در لحظات نزدیک به مرگ، اذعان می‌کنند که باید زمان بیشتری را به تفریح و بودن در جمع اختصاص می‌دادند. «کار سخت» درست در مقابل موفقیت قرار می‌گیرد. نتیجه سخت کار کردن، باز هم کار کردن بیشتر است. من از یکی از افراد ثروتمند شنیده‌ام که می‌گفت: «موفقیت آن است که هرگاه اراده کردی بتوانی به تفریح و استراحت بپردازید.»

هرگاه این سخن «کار سخت منجر به موفقیت می‌شود» را از کسی شنیدید، ابتدا به جایگاه او از نظر مادی و یا معنوی نگاهی بیندازید و ببینید آیا کار کردن او، منتهی به موفقیت شده است یا خیر. از یاد نبرید که هدف از کار کردن رسیدن به آرامش و راحتی است و هیچ گاه نباید بیش از اندازه به خود فشار بیاورید و اگر تلاش‌های شما به موفقیت نینجامید، دست از تلاش هوشمندانه برندارید.

کسب و کار با اپلیکیشن‌های موبایل

موفقیت محصول با اپلیکیشن های موبایل

امروزه با وجود گسترش تلفن‌های هوشمند نمی‌توان لزوم وجود اپلیکیشن را برای کسب‌وکارهای مختلف منکر شد. بدون شک هر کسب‌وکاری که بتواند در قالب اپلیکیشن خدماتی بهتر و متفاوت‌تر به مشتری ارائه کند، می‌تواند فرصت ویژه‌ای برای پیشرفت خود رقم بزند. گوشی‌ها و گجت‌های هوشمند امروزه به تمام بخش‌های زندگی افراد وارد شده‌اند و کاملا قابل پیش‌بینی است که کاربران همواره محصولی را ترجیح می‌دهند که بتوانند با کمک اپلیکیشن موبایل آن را بیشتر در دستان خود لمس کنند.

دنیای این روزها مملو از فراز و نشیب‌هایی است که نسبت به سالیان گذشته تفاوت‌های بسیار دارد. این تفاوت در نحوه کسب‌وکار هم دیده می‌شود. عصر الکترونیک تاثیرش را در همه بخش‌های جامعه گذاشته و امروز می‌بینیم که موبایل و اپلیکیشن بخش جداناشدنی زندگی ما شده است، طوری که بسیاری از کسب‌و‌کارهای امروزه وابستگی فراوانی به اپلیکیشن دارند.

Loni Stark، مدیر ارشد استراتژی و بازاریابی محصول در شرکت ادوبی، معتقد است اپلیکیشن موبایل می‌تواند موفقیت یا شکست محصول شما را تضمین کند و در مطلبی که در ادامه می‌خوانید این موضوع را شرح می‌دهد. ما هم شما را به مطالعه این مبحث از زبان خودش دعوت می‌کنیم.

سیستم سینمای خانگی من اخیرا دچار مشکلاتی شد که مجبورم کرد مجدد این دستگاه را تهیه کنم. خرید سینمای خانگی جدید آن‌چنان موضوع مهمی نیست، بلکه نحوه انتخاب محصول جدید مرا به فکر فرو برد. این بار برای چنین خریدی قیمت یا سخت‌افزارش اهمیتی برایم نداشت، بلکه اولویت من بهره بردن محصول از اپلیکیشن و سادگی استفاده بود.

نکته جالب توجه این است که این معیار امروز عملا باعث تغییر مدل کسب‌وکار شده است. اوایل اپلیکیشن‌های موبایل آن‌چنان که باید، کارآمد نبودند، ولی انقلاب تکنولوژیک و علی‌الخصوص اینترنت اشیا این روال را تغییر داده است. به زبان دیگر، اپلیکیشن‌های موبایل از «ابزار مفید» به «ابزار لازم» تغییر ماهیت داده‌اند.

در حال حاضر تنها در پلتفرم اندروید ۱.۳ میلیون اپلیکیشن وجود دارد. کثرت گزینه‌های موجود باعث ایجاد بازار بسیار رقابتی شده، چراکه احتمالا می‌دانید، طبق تحقیقات کارشناسان این حوزه، کاربران از ۹۰ درصد اپلیکیشن‌های دانلودشده حتی یک بار هم استفاده نمی‌کنند.

چند صباحی است اپلیکیشن‌های موبایل نقشی کلیدی در تجربه کاربری محصولات مختلف دارند. انتظارات مشتریان از اپلیکیشن مربوط به محصولات روز‌به‌روز در حال افزایش است و این موضوع حتی به کالا و صنایع پیچیده هم سرایت کرده. مشتریان فعلی روشی جدید و نوآورانه برای استفاده از محصولات فعلی طلب می‌کنند و این درخواست با اپلیکیشن‌های مربوط به کالا یا سرویس برطرف می‌شود. کمپانی‌های مختلف نیز این نیاز را حس کرده‌اند و با توسعه‌دهندگان خود سعی می‌کنند این نیاز را برطرف کنند.

اپلیکیشن‌های موبایل عامل شکست یا موفقیت محصول‌اند

دید کمپانی‌ها امروز نسبت به اپلیکیشن‌های موبایل بسیار فراتر از راهی صرفا برای فروش بیشتر است. جالب این است که طبق آمارهای منتشرشده ۸۲ درصد زمانی که کاربر صرف کار با موبایل می‌کند به کار با اپلیکیشن‌های نصب‌شده روی آن می‌گذرد. با وجود رکورد فروش ۳۴۵ میلیارد دلاری فروشگاه‌های آنلاین در سال ۲۰۱۴، هیچ جای تعجبی باقی نمی‌ماند که شرکت‌ها فروش محصول از طریق موبایل را بیش‌ازپیش جدی بگیرند.

اما نکته‌ای که بسیاری از کمپانی‌ها از آن غافل‌اند این است که در خلال تمرکز بیشتر به فروش محصول از طریق موبایل، بازاری روبه‌رشد را نادیده گرفته‌اند. اپلیکیشن‌ها تنها یک مسیر و شریان برای فروش محصول نیستند، بلکه ممکن است بخشی از کالا باشند. برای بسیاری از محصولات این موضوع ممکن است نقشی کلیدی در فروش کالا داشته باشد.

اجازه دهید برای مثال نگاهی به ساعت اپل بیندازیم. در حال حاضر محبوبیت ساعت‌های هوشمند در ایالات متحده تنها ۲ درصد است. زمانی که علت را جویا شویم، که چرا افراد میل و رغبتی به این گجت‌های پوشیدنی ندارند، با پاسخ‌هایی از این قبیل مواجه می‌شویم: «هنوز جذابیت و کارایی چندانی برای من ندارد.» در واقع طی تحقیقاتی که انجام شده، برای ۸۳ درصد افراد عملکرد و کاربرد اهمیت بالایی دارد و همین موضوع دلیل عدم تمایل آنها به تهیه چنین محصولاتی است. در حال حاضر ۴۷ درصد کاربران ساعت‌های هوشمند از گجت خود برای ردگیری وضعیت سلامت جسمانی و فعالیت‌های ورزشی‌شان استفاده می‌کنند. به زبان دیگر، باید گفت کاربرد ساعت‌های هوشمند در حال حاضر در همان جایی است که پیش‌تر هم گجت‌های مربوط به سلامتی اشغالش کرده بودند.

اما این روال شاید با ساعت هوشمند اپل عوض شود. طبق پیش‌بینی‌ها، حدس می‌زنند تا سال ۲۰۱۸ این محصول اپل ۷۳ درصد فروش بازار را در اختیار خود بگیرد. ساعت اپل همراه با ۱۴ اپلیکیشن عرضه می‌شود که به کاربر امکان چک کردن ایمیلش یا حتی کنترل از راه دور Apple TV را می‌دهد. بدون این اپلیکیشن‌ها اپل واچ چیزی جز ساعت مچی گران‌قیمت نیست؛ در واقع این اپلیکیشن‌ها هستند که به فروش بیشتر این محصول کمک می‌کنند.

اپلیکیشن‌های موبایل قادرند در دل امکانات پیچیده سادگی ایجاد کنند

در ابتدای مطلب هم گفتم که در واقع وجود اپلیکیشن بود که مرا به تهیه سیستم صوتی خاص ترغیب کرد، چرا که اپلیکیشن مربوط باعث می‌شد کارهایی را به‌سادگی انجام دهم که پیش‌تر دشوار به نظر می‌رسید. وقتی مردم سراغ اپلیکیشن‌ها می‌روند، در واقع دنبال یکی از این دو موضوع‌اند: راهی جدید برای استفاده از محصول قدیمی یا انجام دادن کارهایی که پیش از این هیچ‌وقت قادر نبودند انجامش دهند. اپلیکیشن موفق این امکان را به کاربر می‌بخشد.

کمپانی Uber یکی از شرکت‌هایی است که اپلیکیشن آن عامل موفقیت و پیشرفتش شده. آنها بیش از حد روی اپلیکیشن خود متمرکز شده‌اند و با به‌روزرسانی‌های مداوم در تلاش‌اند که تجربه های کاربری جدیدی به افراد ببخشند.

اپلیکیشن Uber مدل کسب‌وکار حوزه حمل‌ونقل را به‌کلی تغییر داد؛ مثلا، با استفاده از دیتاهای لحظه‌ای، به مشتری این امکان را می‌دهد که به ردیابی یا مدت زمان باقیمانده تا رسیدن تاکسی بپردازد. چنین امکانی در دوران پیش از موبایل وجود نداشت و امروزه می‌بینیم که کاربر از آن استفاده لازم را می‌کند. همچنین این کمپانی با عرضه سرویس‌هایی همچون تخمین هزینه سفر یا تخفیف‌های مقطعی و ویژه بخش دیگری از کسب‌وکار سیستم‌های حمل‌ونقل شهری را به نفع خود تغییر داده است.

یکی دیگر از کمپانی‌های موفق DriveNow است. این سرویس در واقع اپلیکیشن اجاره خودروست که مستقیما با شرکت‌هایی مثل BMW و Sixt وارد همکاری شده. با DriveNow کاربر قادر است خودرو درخواستی را ردیابی، اجاره و رها کند و جالب این است که تمام این کارها از طریق اپلیکشن انجام می‌پذیرد. یکی از نوآوری‌های جالب توجه DriveNow این است که اپلیکیشن این سرویس برای ساعت اپل نیز عرضه شده و حتی کاربر قادر است از ساعت هوشمندش به‌جای کلید درِ خودرو اجاره‌ای خود استفاده کند.

اپلیکیشن DriveNow هم تلاش کرد قابلیت‌هایی برای مشتریانش ایجاد کند که پیش‌تر وجود نداشت. امکان اجاره خودرو بدون نیاز به برقراری تماس تلفنی و انتظار فراوان برای مکالمه با اپراتور یا کاغذبازی‌های اداری و غیره باعث موفقیت دوچندان DriveNow شد و این سرویس را یکه‌تاز این حوزه کرد.

این دو کمپانی دو نمونه موفق تبدیل امور دشوار به کارهایی ساده از طریق اپلیکیشن موبایل‌اند که در کنار سادگی، امکانات خوبی هم در استفاده از محصولشان به مشتریان می‌بخشند. حتی مدل کسب‌وکار حوزه خود را نیز کاملا تغییر داده‌اند و از آن نهایت استفاده را می‌کنند.

بنابراین تغییر تجربه کاربری در اپلیکیشن سرویس یا محصولتان باعث برتری برندتان می‌شود. ایجاد ترکیبی مناسب از محتوا و عملکرد اپلیکیشن با نوع محصول، ابزار یا خدمات و استفاده از تلفن‌های هوشمند برای تعامل مستقیم و مفید با مصرف‌کنندگان می‌تواند باعث بالا رفتن چشمگیر ارزش محصول شما شود؛ به نحوی که پس از مدتی می‌بینید اپلیکیشن سرویس شما بخشی جدانشدنی از زندگی مشتریانتان شده است.

منبع: techcrunch

تبدیل ایده به یک برند موفق تجاری

نسپرسو: از تبدیل ایده به یک برند موفق تجاری

برند نسپرسو (Nespresso) محصولی از شرکت نستله نسپرسو، یکی از واحد‌های اجرایی و دختر گروه نستله است. دستگاه اسپرسو و کپسول‌های مخصوص نسپرسو باعث تحولی بزرگ در صنعت نوشیدنی قهوه شد. این شرکت ماشین‌های تولید قهوه و کپسول‌هایش را در سراسر جهان عرضه می‌کند و به فروش می‌رساند. در این مطلب نگاهی به تجارت نسپرسو و بوم کسب و کار این برند موفق تجاری می‌اندازیم تا ببینیم شرکت‌های بزرگ چگونه از بوم مدل کسب و کار برای توسعه محصولات و سرویس‌های خود استفاده می‌کنند.

یک بوم برای نقاشی تجارت (بخش دوم)

الکساندر استروالدر، خالق بوم مدل کسب و کار در مورد کارکرد و نحوه فعالیت مطلوب بوم مدل کسب و کار چنین می‌گوید: «این بوم مانند سایر نقشه‌های تجاری و مدل‌های سنتی به سازمان‌ها کمک می‌کند تا گفتگویی ساختارمند، قابل لمس و استراتژیک حول محور یک کسب و کار جدید یا یک تجارت موجود ایجاد کنند.»

نسپرسو به عنوان شرکت دختر کمپانی نستله، مثال بسیار خوبی برای یک مدل تجاری قدرتمند و پایدار است. این برند به طور کلی چهره صنعت قهوه را دگرگون کرد. تغییر کسب و کار معاملاتی را تبدیل به یک چرخه جریان درآمدی بزرگ‌ترین قدرت نسپرسو بود.

بخش مشتریان

نسپرسو در بخش مشتریان خود هم به کسب و کارها محصول می‌فروشد و هم به مصرف کنندگان.

کمپانی‌هایی که به دنبال قهوه باکیفیت و ارزشمند برای سازمان خود می‌گردند یا هتل‌‌ها، رستوران‌ها و خطوط هواپیمایی درجه یک.

در قسمت مصرف کنندگان نسپرسو بازار هدفی از مصرف کنندگانی دارد که بین ۱۸ تا ۶۵ سال سن و درآمدی رو بالایی دارند و به طور میانگین در هفته ۷ لیوان قهوه می‌نوشند و به دنبال کیفیت و یک وجه خاصل می‌گردند.

نسپرسو, تبدیل ایده به برند موفق تجاری

گزاره‌های ارزش

گزاره‌های ارزش و وجه تمایز نسپرسو به نسبت سایر دستگاه‌ها توسط هوشمندی دستگاه که باقیمت معقول، اندازه مناسب، فناوری پیشرفته و طراحی زیبا تعریف می‌شود. کپسو‌ل‌های نسپرسو بهترین کیفیت و تعدد انتخاب را به مصرف کننده ارائه می‌دهند.

از طرفی نسپرسو تجربه متفاوت و منحصربه‌فرد به مصرف‌کنندگان القا می‌کند. تصویر لوکس از شخص به خاطر استفاده از نسپرسو، تجربه خرید عالی در فروش‌گاه‌ها و یک سبک زندگی بسیار خاص و جالب.

کانال‌ها

نسپرسو از طریق دو کانال با مصرف‌کنندگان خود ارتباط برقرار می‌کند. یک سری از کانال‌ها، مخصوص خود نسپرسو است و یک سری از کانال‌ها مربوط به شرکای این شرکت است.

فروشگاه‌های و دفاتر شیک نسپرسو در شهرهای مشهور و معروف جهان، کانال‌های فروش آنلاین و تلفن کانال‌های اختصاصی نسپرسو هستند.

فروشنده‌های سوم شخص نیز به عنوان بازوی تجاری نسپرسو نقش کانال‌های شرکای این شرکت در بحث فروش و سرویس به مشتریان را ایفا می‌کنند.

ارتباط با مشتریان

متخصصان فنی و کارشناسان نسپرسو در فروشگاه‌های اختصاصی این شرکت به مشتریان سرویس و آموزش می‌دهند. شبکه مشتریان نسپرسو نیز برای ارتباط با مشتریان در نظر گرفته شده است تا حس خاص بودن و پشتیبانی به مشتریان القا شود.

پشتیبانی دیجیتال و امکان پیشبرد اهداف و کارهای از طریق اینترنت ویژگی خاص و سریعی است که نسپرسو در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهد.

همچنین مشتریان می‌توانند به صورت ۲۴/۷ از طریق مرکز تماس نسپرسو با کارشناسان این شرکت ارتباط برقرار کنند و پشتیبانی فنی داشته باشند.

جریان درآمدی

نسپرسو عمده درآمد خود را از طریق فروش کپسول‌های نسپرسو به دست می‌آورد. این شرکت از استراتژی قفل شدن (Lock-In Strategy) استفاده می‌کند. به طور خلاصه این استراتژی به حالتی گفته می‌شود که کاربر طوری به یک سرویس/محصول وابسته می‌شود که اگر بخواهد سرویس/محصول دیگری را جایگزین کند، باید هزینه بسیاری را متحمل شود و این میزان هزینه سبب می‌شود تا کاربر به همان سرویس/محصولی که دارد بسنده کند و به آن وابسته باشد.

بیش از ۹۲ درصد از جریان درآمدی نسپرسو از طریق فروش کپسول‌ها به دست می‌آید و تنها ۴ درصد از حجم معاملات به ماشین‌ها و لوازم جانبی آن‌ها اختصاص دارد.

منابع کلیدی

مهم‌ترین منبع نسپرسو این است که این شرکت به گروه شرکت‌های نستله تعلق دارد و این یعنی اینکه از نظر منابع مالی و پشتیبانی نقدینگی این شرکت مشکل چندانی ندارد و در صورت توجیه‌پذیر بودن طرح‌ها و بازگشت سرمایه‌ آن‌ها می‌تواند از نستله برای پروژه‌ها به راحتی سرمایه مورد نیازش را جذب کند. بیش از ۱۵۰۰ نفر متخصص قهوه در ۱۰۵۰۰ مرکز ارتباط با مشتریان نسپرسو فعالیت می‌کنند به مصرف‌کنندگان سرویس می‌دهند. سه مرکز تولید و بیش از ۴۱۰ فروشگاه اختصاصی نسپرسو در سراسر دنیا دیگر وجه خاص و منبع کلیدی این شرکت است. همچنین نسپرسو بیش از ۱۷۰۰ ثبت اختراع داشته که این موضوع برتری رقابتی خاصی به این برند می‌بخشد.

فعالیت‌های کلیدی

نسپرسو در ۱۱ کشور دنیا در حال تولید قهوه است و صد در صد فرآیند تولید قهوه در سوئیس انجام می‌شود. در بخش مارکتینگ و بازاریابی، نسپرسو از کمپین‌ها و سفیران برندی مانند جرج کلونی استفاده می‌کند.

در بخش ارائه سرویس به مشتریان، نسپرسو از استراتژی توزیع مستقیم و جهانی استفاده می‌کند و تخویل در منزل نیز توسط این شرکت پشتیبانی می‌شود. در بخش تحقیق و توسعه نیز این شرکت روی خلاقیت، طراحی و نوآوری تمرکز می‌کند تا بهترین سرویس را به مشتریان خود عرضه کند.

شرکای کلیدی

نسپرسو شرکای کلیدی بسیاری در کنار خود دارد. تولیدکنندگان ماشین‌های قهوه‌ای چون دلونگی و زیمنس در کنار این شرکت فعالیت می‌کنند. تامین‌کنندگان دانه‌های قهوه و مزارع تولید این دانه‌ها از دیگر شرکای این شرکت هستند. همچنین این شرکت، اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت را در کنار خود می‌بیند.

تبدیل ایده به برند تجاری موفق

ساختار هزینه‌ها

هزینه‌های تولید مانند هزینه مزارع و فرآیند کنترل کیفیت از جمله مسئله‌های هزینه بر نسپرسو است. این شرکت همچنین برای تمام فعالیت‌های کلیدی خود نیز باید هزینه پرداخت کند که شاید بیشترین میزان هزینه در بخش تحقیق و توسعه و بازاریابی و برندینگ صرف شود.

در این مطلب با ماهیت نسپرسو و بوم مدل کسبو کار این شرکت آشنا شدیم. اکنون می‌توانیم درک بهتری از نوع کارکرد بوم مدل کسب و کار پیدا کنیم و از این مدل در توسعه کسب و کار یا تجارت در حال فعالیت خود استفاده کنیم.

منبع: سایت جی اس ام

کار آفرین موفق

یک بوم برای نقاشی تجارت (بخش اول)

«مدل کسب و کار یک سبک هنری خاص است». این جمله را مایکل لوئیس، نویسنده معروف آمریکایی، می‌گوید. اگر بخواهیم مدل کسب و کار را به صورت موجز تعریف کنیم باید بگوییم وسیله‌‌ای است برای نشان دادن اینکه چگونه پول در خواهید آورد. نویسندگان و کارشناسان بسیاری بارها از همین تعاریف به سلیقه و نوشتارهای مختلف استفاده کردند تا هنر طراحی یک مدل کسب و کار را توصیف کنند. در قسمت دوم مطلب «کار آفرین موفق بعدی باشید»‌ نگاهی به مدل بوم کسب و کار می‌اندازیم و یاد می‌گیریم که چگونه یک مدل هنری و اثربخش بسازیم.

در قسمت اول، «راه‌اندازی کسب و کار: تبدیل ایده به یک مفهوم تجاری» با این حقیقت رو به رو شدیم که تنها داشتن یک ایده راهگشا نیست و باید آنچه در ذهن وجود دارد را پیاده کرد و کسب و کار را توسعه داد. در قسمت اول یاد گرفتیم که طرحی مفهومی کسب و کار را تهیه کنیم. اکنون از همان طرح استفاده می‌کنیم تا در این قسمت بوم مدل کسب کار (Business Canvas Model) طراحی کنیم.

یک کسب و کار خوب بیش از هر چیزی داستان خوب دارد. داستان‌های خوب کمک می‌کند تا تصویر درست‌تری از کسب و کار توصیف کرد. این موضوع باعث می‌شود تا مخاطب و مشتری را به صورت صحیح‌تری هدف قرار داد که این امر سبب می‌شود تا یک کسب و کار به مرحله برسد که بتوان روی آن اسم سودآور گذاشت.

مدل کسب و کار, کارآفرینی

مدل کسب و کار همین است، هنر تبدیل یک طرح مفهومی به یک طرح ساده و قابل هضم. روش‌های مختلفی برای طراحی مدل کسب و کار وجود دارد، اما نقطه مشترک همه آن‌ها، تعریف درست، به‌جا و قابل فهم داستان است. در این مطلب سراغ یکی از روش‌های فوق‌العاده طراحی مدل کسب و کار یعنی «بوم مدل کسب و کار» می‌رویم که توسط آلکساندر اُستروالدر (Alexander Osterwalder) طراحی شده است. این بوم به کسب و کارها اجازه می‌دهد تا در گفت‌ و گوهای حول یک کسب کار موجود یا جدید با دلیل، سنجیده، استراتژیک و سازمان‌یافته صحبت کنند. شرکت‌های بزرگی مانند نستله و پی اند جی (P&G: Procter and Gamble Co.) از این بوم برای مدیریت استراتژیک و موتورهای رشدشان استفاده می‌کنند.

موسسان استارت‌آپ‌ها نیز میل فراوانی به استفاده از این قالب برای طراحی مدل کسب و کار خود دارند، چرا که به راحتی می‌توان آن را پیاده‌ کرد، کمک شایانی به پیدا کردن بهترین مدل کسب و کار می‌کند و به موسسان و توسعه‌دهندگان کسب و کار اجازه می‌دهد تا فراتر از حالت محصول‌ محور فکر کنند و آن‌ها را به سمت تفکر روی مدل کسب و کار سوق می‌دهد.

مدل کسب و کار, کارآفرینی

۹ یار موسس استارت‌آپ

قبل از هر چیز بهتر است نگاهی به بومی که استروالدر طراحی کرده بیاندازیم و با بخش‌های مختلف آن آشنا شویم. بعد از شناخت بخش‌های مختلف، نگاهی به نسپرسو و بوم کسب و کاری که نستله برای آن درست کرده است می‌اندازیم تا کارکرد این مدل در کسب و کارهای امروزی را ببینیم.

یک بوم مدل کسب و کار از ۹ بخش تشکیل شده است.

  • مشتری (Customer)
  • ارتباط با مشتری (Customer Relationship)’
  • کانال‌ها (Channel)
  • گزاره‌های ارزش (Value Proposition)
  • فعالیت‌های کلیدی (Key Activities)
  • منابع کلیدی (Key Resources)
  • شرکای کلیدی (Key Partners)
  • جریان درآمدی (Revenue Steams)
  • ساختار هزینه‌ها (Cost Structure)

با فکر کردن به این ۹ بخش، می‌توان دید درستی از کسب و کار پیدا کرد و استراتژی مدون و برنامه‌ریزی دقیقی برای آن انجام داد.

مشتری

مشتری خود به چندین دسته تقسیم می‌شود و محصول / سرویس مشتری بسته به نوع کارکردش نیاز یک یا چند یا همه دسته‌های مشخص شده برای مشتریان را برطرف می‌کند. بخش مشتری، بخشی حیاتی در مدل کسب و کار یک سازمان است و اصلی‌ترین مقوله‌ای است که می‌توان توسط آن، محصول/سرویس یک سازمان را سنجید.

برای بخش‌بندی درست مشتریان، یک شرکت ابتدا باید به درستی مخاطبان هدف خود را شناسایی کند. این شرکت باید این کار را با توجه به نیازهای کنونی کاربران و نیازهای آینده آن‌ها انجام داد. پس از این کار، سازمان باید لیست مشتریان خود را اولویت بندی کند.

بخش‌های مختلف مشتریان عبارتند از:

  • بازار انبوه (Mass Market):‌ یک سازمان ممکن است محصول/سرویس تولید و ارائه کند که به نظرش نیاز خیل عظیمی از کاربران است. در این حالت مشتریان این سازمان یک بازار انبوه هستند.
  • بازار کوچک (Niche Market):‌ این بخش از مشتریان براساس نیازهای بسیار رده‌بالا و صفات منحصربه‌فرد دسته بندی می‌شود. برای درک بهتر این موضوع می‌توان کمپانی‌هایی مانند پورش، لوئیس ویتون و بخش خاویار شرکت شیلات ایران را در نظر گرفت.
  • تقسیم شده (Segmented): برخی سازمان‌ها براساس دموگرافیک مشتریان و نیازهای آن‌ها از رویکرد تقسیم شده استقبال می‌کنند. در این بخش، سازمان می‌تواند هر زمان که دوست‌ داشت بخش‌های جدیدی به بخش اصلی مشتریان خود اضافه کند.
  • تنوع (Diversify): سازمانی با بخش بازار متنوع، می‌تواند محصول/سرویس خود را تکرار کند و آن را برای مشتریان متفاوت با نیازهای متفاوت ارائه کند.
  • پلتفرم/بازاری چندطرفه (Multi-Sided Platform/ Market): این بخش، به مشتریان خدمت می‌کند که روابطی با هم دارند. به عنوان مثال سایتی مثل بلاگفا نیازمند بلاگرهای متعددی است تا بتوانند درآمدی به عنوان تبلیغات به دست آورد.

مدل کسب و کار, استارت آپ

گزاره‌های ارزش

گزاره‌های ارزش یک شرکت ترکیبی از محصولات و سرویس‌هایی است که آن شرکت برای مشتریانش فراهم می‌کند. استروالدر می‌گوید:‌ «چیزهایی که به عنوان گزاره ارزش ارائه می‌کنید، باید منحصربه‌فرد باشند به راحتی بتوان تمایز شما و رقبایتان را تشخیص داد.»

می‌توان گزاره‌های ارزش را به دو بخش تقسیم کرد:

  • کمی (Quantitative): این گزاره‌های روی قیمت و تاثیر محصول/سرویس تاکید دارند.
  • کیفی (Qualitative): این گزاره‌ها تجربه‌ها و نتایج ناشی از محصول و کارکردش را نمایش می‌دهند.

گزاره‌های ارزش از طریق ارزش‌های ایجاد شده توسط برخی صفات مانند قابلیت شخصی‌سازی، عملکرد، نام برند، طراحی، تازگی، قیمت، کاهش هزینه‌های و خطر، در دسترس بودن و قابل اعتماد بودن به دست می‌آیند.

پس وقتی دنبال راه‌اندازی یک استارت‌آپ هستید، باید اولین سوالی که از خود می‌پرسید این باشد.

سرویس/محصول من چه مشکلی را حل می‌کند؟

پس از پاسخ دادن به این سوال باید روی این موضوع تمرکز کنید که محصول/سرویس یا تجربه کلی فعالیت شما چه مزیتی رقابتی برای شما در بازار به وجود می‌آوید. شناسایی ارزش‌های اصلی کسب و کارتان بسیار مهم است، پس پیشنهاد می‌کنیم برای این موضوع وقت بسیار بیشتری بگذارید و ساعت‌های و حتی هفته‌های به آن فکر کنید.

منبع: سایت جی اس ام

طرح کسب و کار

راه‌اندازی کسب و کار , تبدیل ایده به یک مفهوم تجاری

کارآفرینی مساوی با ثروتمند شدن و راه‌اندازی یک کسب و کار عاقلانه‌ترین راه برای پول‌دار شدن نیست. میل به خلق یک کسب و کار جدید بیشتر ریشه در باورها و امیال انسان دارد. کششی عجیب برای ایجاد تغییر و کمک کردن به خود، سایر افراد و صد البته جامعه است. اگر دغدغه‌های این‌چنینی دارید و حاضرید سختی‌های مسیر راه‌اندازی یک کسب و کار را تحمل کنید، بهتر است این مطلب را بخوانید. در این مطلب سریالی، سرنخی از راه‌اندازی یک کسب و کار پیدا می‌کنید. اینکه چگونه ایده‌های ذهنی را روی کاغذ بیاورید و آن‌ها را تبدیل به یک تجارت کنید.


یک بوم برای نقاشی تجارت

اغلب انسان‌ها تصور می‌کنند داشتن ایده برای راه‌اندازی کسب و کار کافی است و صرف داشتن یک ایده منحصربه‌فرد و بکر می‌تواند، آن‌ها و تیم‌شان را به سوی کسب و کاری موفق پیش ببرد که در بازار خودی نشان دهند. اما واقعیت چیزی دیگری است، یک ایده باید قبل از هرچیز ارزش تبدیل شدن به یک تجارت را داشته باشد و بتوان طرح مفهوم کسب و کار (Business Concept Statement) برایش نوشت و بعد آن را تبدیل به مدل کانواس کسب و کار (‌‌Business Canvas Model) را داشت و بعد سراغ قدم‌های بعدی رفت. در کنار این بخش‌ها که به آن توسعه کسب و کار (Business Development) می‌گویند، داشتن یک تیم قوی و همدل که برنامه‌نویسان حاذقی داشته باشد نیز شرط مهمی است. چرا که بیشتر سرمایه‌گزاران خطرپذیر (Venture Capitalist) ترجیح می‌دهند روی تیم صاحب ایده سرمایه‌گذاری کنند، نه خود ایده.

طرح کسب و کار

پلی بین ایده و برنامه

بسیاری از کارشناسان و توسعه‌دهندگان کسب و کار معتقدند که قدم اول پس از ایده‌پردازی، نوشتن طرح مفهوم کسب و کار است. در واقع این طور باید گفت که طرح مفهوم کسب و کار پل میان ایده اولیه و برنامه کسب و کار (Business Plan) است. این طرح به یک کار آفرین امکان می‌دهد تا به درستی مشخص کند که در آینده چه چیزی به سرمایه‌گذاران ارائه می‌دهد. کارآفرین برای تبدیل یک ایده به یک مدل کسب و کار باید به این موضوع فکر کند که محصول یا سرویسش چگونه به فروش خواهد رسید، مشتری آن چه کسی خواهد بود، مزایای محصول یا سرویس چیست، وجه تمایزش در برابر رقیبانش چیست و متدهای ارسال و کانال‌های ورود به بازار چگونه است.

طرح کسب و کار

چرا نوشتن طرح مفهومی مهم است؟

داشتن یک طرح مفهومی کسب و کار به شما نشان می‌دهد که قسمت‌های مهم و فاکتورهای کلیدی کدام‌ها هستند و همین موضوعات بعدا می‌تواند کمک بزرگی در نوشتن طرح تجاری کند و همین فاکتورهای کلیدی در طرح تجاری به درستی بیان شود. وقتی یک ایده کسب و کار تبدیل به یک طرح مفهومی می‌شود، یک کار آفرین می‌تواند ارزیابی بهتری از استارت‌آپ، نقاط حساس و گلوگاه‌ها داشته باشد.

علاوه بر این یک طرح مفهومی شفاف به موسس استارت‌آپ کمک می‌کند به صورت دقیق‌تری کسب و کار خود را به تامین‌کنندگان منابع، سرمایه‌گذاران، مشتریان و اعضای تیم معرفی کند و توضیح دهد.

به این سوال‌ها پاسخ دهید:

هرچه ایده خود را بهتر بشناسید، بهتر می‌توانید آن را برای دیگران نیز توضیح دهید. برای این کار لازم است، پیش از هرچیزی برای یک بار هم که شده، به سوالات زیر پاسخ دهید، تا برای سوال‌های احتمالی اطرافیان آماده باشد. در ضمن پاسخ این سوال‌ها به شما کمک می‌کند که طرح مفهومی بهتری بنویسید.

  • محصول/سرویس من چیست؟
  • محصول/سرویس من چه کاری انجام می‌دهد؟
  • وجه تمایز یا دلیل برتری کسب و کار من نسبت به رقبا چیست؟
  • چه کسی این محصول/سرویس را می‌خرد؟
  • این محصول/سرویس چگونه تبلیع می‌شود و چگونه فروخته خواهد شد؟
  • رقبای من چه کسانی هستند؟


چگونه یک طرح مفهومی کسب و کار بنویسیم؟

برای نوشتن یک طرح مفهومی کسب و کار بیش از داشتن قلمی شیوا، تفکر اهمیت دارد. قبل از نوشتن طرح روی تمام جنبه‌های ایده‌ کسب و کار نوپای خود فکر کنید و مانند نگاه کردن به یک مکعب، سعی کنید تمام وجوه آن را ببینید. پس از اندیشیدن تنها کافی است پنج نکته را در نظر بگیرید تا طرحی درست و درمان را روی کاغذ پیاده کنید تا بتوان کارها را به بهترین شکل ممکن انجام داد.

طرح مفهومی کسب و کار را در یک پاراگراف شامل سه یا چهار جمله خلاصه کنید. به این موضوع توجه داشته باشید که این طرح با طرح تجاری فرق دارد پس فقط روی توضیح ایده، محصول یا طراحی تمرکز کنید.
دقیقا مشخص کنید که سرویس یا محصولتان چیست. این موضوع خیلی مسئله مهمی است پس با دقت آن را بنویسید. به عنوان مثال ننویسید «می‌خواهم یک وب‌سایت فناوری راه‌اندازی کنم». به جای آن بنویسید «می‌خواهم پایگاه‌داده‌ای از تمام گوشی‌های موجود در بازار ایجاد کنم و در کنار آن اخبار، بررسی تخصصی و سایر محصولات فناوری را نیز قرار دهم.»
به درستی توضیح دهید که شرکت شما چه کاری انجام می‌دهد. یعنی دقیقا روی نقاطی دست بگذارید که در آن‌ها قوی هستید و کسب و کارتان بر مبنای همین فاکتورها کار خواهد کرد.
وجوه متمایز کننده ایده و شرکت خود را مشخص کنید.
همه چهار نکته بالا را با تفکر روی کاغذ بنویسید و پس از آن همه آن‌ها را در یک پاراگراف و به عنوان یک طرح مفهومی کسب و کار پیاده کنید.

طرح کسب و کار

منبع: سایت جی اس ام

استارت آپ چیست

استارت آپ واژه‌ای است که در سال‌های اخیر در اخبار دنیای فناوری به کرات شاهد استفاده از آن در توصیف کمپانی‌های نوپایی هستیم که راهکارهای جدیدی را برای حل مشکلات و مسائل موجود در دنیای فناوری مطرح می‌کنند. به طور قطع منشا این واژه در سن فرانسیسکو و دره‌ی سیلیکون نهفته است. اما استارت آپ چیست و به چه کمپانی‌هایی استارت آپ اطلاق می‌شود؟

نیل بلومنتال، موسس و مدیرعامل کمپانی واربی پارکر (Warby Parker) استارت آپ را این چنین تعریف می‌کند:

استارت آپ یک کمپانی نوپا است که راه‌حلی نوین را برای یک مساله ارائه می‌کند؛ در حالی که تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راه حل ارائه شده وجود ندارد.

بسیاری استارت آپ را فرهنگ نوینی برای اندیشه‌های نو و خلافیت برفراز ایده‌های موجود می‌دانند که هدف از آن برطرف کردن مشکلات موجود در نقاط کلیدی است که به عنوان پاشنه‌ی آشیل راه‌حل‌های موجود شناخته می شوند.

آدورا چئونگ، موسس و مدیرعامل کمپانی هوم‌جوی (Homejoy) که یکی از استارت‌آپ‌های مطرح ایالات متحده در سال ۲۰۱۳ بوده، در تعریف استارت آپ این مفهوم را با عنوان پنجره ی ذهن رو به آینده خوانده است. وی در این خصوص چنین اظهار نظر کرده است:

تاسیس یا پیوستن به یک استارت آپ به معنای یک تصمیم جدی برای جدا شدن از شرایط ایده‌آل و پایدار به منظور دستیابی به رشد برق‌آسا و تلاش برای ایجاد موجی از تغییرات در مدت زمان کوتاه است.

براساس تعریف مرین-وبستر استارت آپ به این معنی است:

عمل یا مجموعه‌ای از کارها به منظور یک حرکت جدید و یک شرکت یا کسب و کار نوپا

فرهنگ واژگان انگلیسی آمریکن هریتیج نیز استارت آپ را تعریف کرده:

یک کسب و کار یا تعهدی که به تازگی آغاز به فعالیت کرده است.

ویکیپدیا نیز استارت آپ را یک تجارت نوپا در قالب یک کمپانی، شراکت یا سازمان موقت تعریف می‌کند که در پی ایجاد و راه‌اندازی یک مدل تجاری جدید در زمینه‌ی خاصی است. ویکیپدیا نیز نوآوری را به عنوان شاخصه‌ی اصلی استارت آپ عنوان کرده و به این نکته اشاره کرده که در باور عمومی، استارت‌آپ‌ها معمولا ماهیتی مرتبط با فناوری دارند؛ اما این موضوع همیشه صحت ندارد. این دایره‌المعارف اینترنتی درونمایه‌ی استارت آپ را در جاه طلبی، نوآوری و تلاش برای رشد در سطح جهانی تعریف کرده است.

با توجه به تعاریف ارائه شده می‌توان به روشنی دید که تاسیس استارت آپ نیاز به برقراری قوانین خاصی ندارد؛ حال آنکه درآمد، سود و تعداد کارکنان همواره در کمپانی‌های بزرگ تغییر کرده و دغدغه‌ی این مسائل را نیز دارند. استارت آپ فارغ از مسائلی که کمپانی‌های بزرگ با آن دست به گریبان هستند، فقط در زمینه‌ی کاری خود مشغول به کار است.

از نظر پول گراهام، مدیرعامل کمپانی Y Combinator که یک سرمایه‌گذار در زمینه‌ی شتاب بخشیدن به رشد استارت آپ‌ها است، یک کمپانی با قدمت پنج ساله را نیز می‌توان یک استارت خواند؛ اما یک کمپانی ۱۰ ساله تقریبا در حال دگردیسی و گسترش است.

با بررسی تولد و فعالیت استارت‌آپ‌ها در سال‌های اخیر می‌توان به جرات گفت که بصورت میانگین عمر استارت‌آپ ها تقریبا سه سال است و این کمپانی‌های نوپا پس از سه سال دیگر یک استارت آپ شناخته نمی‌شوند. دلایل متعددی برای پایان دوران سه ساله‌ی شناخته شدن به عنوان استارت آپ مطرح است که از جمله‌ی آن می‌توان به تصاحب شدن توسط سایر کمپانی‌های بزرگ، افزایش تعداد دفاتر به بیش از یک مرکز، افزایش درآمد به بیش از ۲۰ میلیون دلار، افزایش تعداد کارکنان به بیش از ۸۰ نفر و افزایش تعداد اعضای اصلی به بیش از پنج نفر یا فروش سهم اعضای اصلی اشاره کرد. در واقع می‌توان در یک جمله‌ی ساده رسیدن استارت آپ به سودآوری را پایانی برای شناخته شدن آن به عنوان یک استارت آپ موفق خواند.

در واقع فاکتور اصلی یک استارت آپ را باید توانایی آن برای رشد بدانیم. گراهام، استارت آپ را یک کمپانی تعریف می‌کند که ساختار آن برای رشد سریع معماری شده است. در واقع تمرکز برای رشد، فارغ از فاکتورهایی نظیر جغرافیایی است که اعضای استارت آپ آن را تاسیس کرده‌اند؛ از این‌رو استارت آپ‌ها را باید از کسب و کارهای کوچک جدا کرد. یک رستوران جدید در یک شهر را نباید به عنوان یک استارت آپ بشناسیم.


مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه‌های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده است.

در سال‌های اخیر، در فرهنگ عامیانه، مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه‌های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده است. برای مثال می‌توان به اوبر (Uber) اشاره کرد که در زمینه‌ی پیوند صنعت فناوری با حمل و نقل فعالیت می‌کند. آیا این کمپانی که هم‌اکنون موفق شده با داشتن ارزشی ۳.۵ میلیارد دلاری، سرمایه‌ای ۳۰۷ میلیون دلاری را جذب می‌کند، می‌توان یک استارت آپ به شمار آورد؟
به طور حتم پاسخ این سوال منفی است. اوبر در حال حاضر تبدیل به یک کمپانی چند ملیتی در زمینه‌ی حمل و نقل شده که براساس برآوردهای انجام شده درآمدی ۲۱۳ میلیون دلاری کسب خواهد کرد.
مشابه ایرانی که همین مسیر را تقریبا طی کرده است Snap (اسنپ) می باشد که البته به دلیل اینکه اعداد و ارقام کافی در دسترس نیست، آنالیزی برای آن وجود ندارد.

از جمله‌ی سایر مثال‌هایی که در این باب می‌توان به آن اشاره کرد، آکیولس است. این استارت آپ با معرفی واقعیت مجازی در قالب هدست‌هایی که با اتصال به کامپیوتر می‌توانند تجربه‌ی جدیدی را برای کاربران به ارمغان بیاورند، در طول چند سال پیشرفت خارق‌العاده‌ای را شاهد بود و در نهایت نیز این کمپانی به زیر پرچم فیس‌بوک رفت که خود زمانی یک استارت آپ به شمار می‌رفت.

استارت‌آپ‌ها برای پرورش فناوری‌های خود از تکنولوژی‌های متعددی استفاده می‌کنند؛ در این بین در دسترس بودن فناوری‌ یا محصولات خود این کمپانی‌ها نیز عامل مهمی در موفقیت و رشد یک کمپانی است. برای مثال در کشور آمریکا به واسطه‌ی آمارهای منتشر شده که نشان از دسترسی ۹۸ از درصد از مردم به اینترنت دارد، موفقیت فناوری‌ها و محصولات مبتنی بر اینترنت، تا حدودی تضمین شده است. زمانی که یک استارت‌آپ به اندازه‌ای رشد کند که درآمد آن به چندین میلیون دلار برسد، دیگر باید دوران استارت آپ بودن این کمپانی را رو به اتمام خواند.

در لیست جالب‌ترین استارت‌ آپ‌ها که هر سال که در آمریکا گردآوری می‌شود، می‌توان کمپانی‌های دیگری را دید که در زمینه‌ی املاک فعالیت می‌کنند. همچنین باید به استارت آپ‌های غیرانتفاعی نیز اشاره کرد که به دلیل استفاده از فناوری‌های پیشرفته در خدمات خود، از عنوان استارت آپ برای تعریف خود استفاده می‌کنند. برای قرار گرفتن در میان کمپانی‌هایی که خود را استارت آپ می‌خوانند، باید فناوری نوینی را معرفی کرد که رویکردی آینده‌نگرانه نیز دارد. استفاده از عنوان استارت آپ می‌تواند در زمان استخدام به یاری این کمپانی‌های نوپا بیاید.

البته خود موسسان استارت آپ‌ها، فاکتور خاصی را برای تعریف یک کمپانی به عنوان استارت آپ رد می‌کنند.

راسل دسوزا، موسس استارت آپ سیت‌گیک (SeatGeek) که در زمینه‌ی جستجوی بلیط بصورت اینترنتی فعالیت می‌کند، در این خصوص این چنین اظهار نظر می‌کند:

زمانی که موسسان و افراد در حال کار در یک استارت آپ احساس انجام یک کار خلاقانه و تاثیرگذار روی جامعه را از دست دادند، نمی‌توان از عنوان استارت آپ برای تعریف یک کمپانی استفاده کرد. القای احساس نوآوری و فرهنگ پویای توسعه و پیشرفت در کمپانی با اضافه شدن نفرات جدید و همچنین گذشت چند سال از زمان تاسیس کمپانی بسیار سخت به نظر می‌رسد.

بسیاری از موسسان رفتن زیر پرچم کمپانی‌های بزرگ‌تر را نیز به عنوان زمانی برای پایان عمر یک استارت آپ، قبول نمی‌کنند. البته باید به این موضوع اشاره کرد که شرایط خرید استارت آپ‌ها توسط کمپانی‌های مختلف نیز متفاوت است. همچنین در صورتی که یک کمپانی وارد تالار بورس شده و سهام آن بصورت گسترده در اختیار افراد قرار گیرد، نمی‌توان دیگر این کمپانی را به‌عنوان یک استارت آپ شناسایی کرد.

در یک تعریف کلی می‌توان استارت آپ را به مجموعه‌ای تعمیم داد که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آن نیز کمتر از ۸۰ نفر باشد.

اما در یک تعریف کلی می‌توان استارت آپ را به مجموعه‌ای تعمیم داد که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آن نیز کمتر از ۸۰ نفر باشد. همچنین باید به خصوصیات موسس استارت آپ نیز اشاره کرد. در صورتی که فردی با هدف تبدیل شدن به یک کمپانی بزرگ در سطح کشوری یا جهانی اقدام به تاسیس کمپانی خود کند، مجموعه‌ی زیر نظر وی را می‌توان استارت آپ و وی را موسس استارت آپ خواند.

در کشورمان نیز این روزها شاهد ظهور استارت آپ‌های متعددی هستیم. حتی کمپانی‌هایی نیز وجود دارند که در صورت مقبول بودن طرح و آنچه که استارت آپ در پی رسیدن به آن است، درصدد حمایت از این کسب و کار برمی‌‌آیند. با یک گشت و گذار ساده در اینترنت می‌توان نمونه‌های موفق استارت آپ‌های داخلی را نیز مشاهده کرد. توسعه‌ی یک ایده و راه‌اندازی یک استارت آپ پیش از داشتن ایده و ابزار، نیازمند خودباوری است. در صورتی که شما نیز ایده‌ای دارید، می‌توانید با سنجش تمام جوانب، استارت آپ خود را راه‌اندازی کرده و به عنوان یک کارآفرین شناخته شوید. کشورمان ایران در بسیاری از زمینه‌ها مکان بکری برای راه‌اندازی و ارائه‌ی سرویس‌های مختلف است.

نظر شما در این خصوص چیست؟

منبع: وب سایت زومیت

با ما گفتگو کنید...
برای گفتگو با ما اینجا کلیک کنید