همه کاربرانی که وارد یک وبسایت میشوند، در همان بازدید اول خرید نمیکنند یا فرم موردنظر کسبوکار را تکمیل نمیکنند. ممکن است فردی چند محصول را بررسی کند، قیمت خدمات را ببیند یا حتی کالایی را به سبد خرید اضافه کند؛ اما بدون انجام خرید، سایت را ترک کند. در چنین شرایطی، ریتارگتینگ (Retargeting) به کسبوکارها کمک میکند تا دوباره با این کاربران ارتباط برقرار کنند و آنها را به ادامه مسیر خرید ترغیب کنند.
در این روش تبلیغاتی، افرادی که قبلاً با وبسایت، محصولات یا محتوای یک برند تعامل داشتهاند، دوباره هدف تبلیغات قرار میگیرند. برای مثال، اگر کاربری یک کفش را در فروشگاه اینترنتی بررسی کند اما آن را نخرد، ممکن است در ادامه هنگام مرور وبسایتهای دیگر یا استفاده از برخی اپلیکیشنها، تبلیغ همان محصول یا محصولات مشابه را مشاهده کند.
البته موفقیت ریتارگتینگ فقط به نمایش مجدد تبلیغات وابسته نیست. انتخاب مخاطب مناسب، زمانبندی نمایش، طراحی پیام متناسب با رفتار کاربر و بررسی نتایج کمپین، همگی در اثربخشی این روش نقش دارند. در این راهنما، با مفهوم و انواع ریتارگتینگ، کاربردهای آن، روش راهاندازی کمپین، تکنیکهای بهینهسازی و معیارهای سنجش عملکرد آشنا میشویم تا بتوانید متناسب با اهداف کسبوکار خود از این روش تبلیغاتی استفاده کنید.
اگر ترجیح میدهید به جای خواندن، بشنوید، ما یک پادکست صوتی درباره ریتارکتینگ آماده کردهایم. با گوش دادن به آن، پاسخ تمام سوالات خود را خواهید گرفت.
ریتارگتینگ چیست و چه نقشی در بازاریابی دیجیتال دارد؟
ریتارگتینگ (Retargeting) یکی از روشهای تبلیغات دیجیتال است که به کسبوکارها امکان میدهد افرادی را که قبلاً از وبسایت آنها بازدید کردهاند یا با محصولات و محتوایشان تعامل داشتهاند، دوباره هدف تبلیغات قرار دهند. هدف اصلی این روش، برقراری ارتباط مجدد با مخاطبانی است که پیشتر به برند علاقه نشان دادهاند، اما هنوز اقدام موردنظر کسبوکار را انجام ندادهاند.
برای مثال، فرض کنید کاربری وارد یک فروشگاه اینترنتی میشود، چند مدل گوشی موبایل را بررسی میکند و بدون خرید از سایت خارج میشود. اگر فروشگاه از ریتارگتینگ استفاده کند، میتواند در چارچوب امکانات پلتفرم تبلیغاتی، تبلیغ محصولات مرتبط را دوباره به این کاربر نمایش دهد و او را به بازگشت به فروشگاه ترغیب کند.
چرا ریتارگتینگ اهمیت دارد؟
بسیاری از کاربران برای تصمیمگیری به زمان بیشتری نیاز دارند. آنها ممکن است قیمتها را مقایسه کنند، نظرات خریداران را بخوانند یا خرید را به زمان دیگری موکول کنند. اگر ارتباط با این افراد پس از خروج از سایت کاملاً قطع شود، ممکن است فرصت تبدیل آنها به مشتری از دست برود.
ریتارگتینگ به کسبوکارها کمک میکند تا:
- فرصتهای ازدسترفته فروش را پیگیری کنند: کاربرانی را که خرید را نیمهکاره رها کردهاند، دوباره به فرایند خرید دعوت کنند.
- تبلیغات مرتبطتری نمایش دهند: پیام تبلیغاتی را با توجه به محصولات یا صفحات مشاهدهشده تنظیم کنند.
- هزینه تبلیغات را هدفمندتر مدیریت کنند: بهجای نمایش یک پیام یکسان به همه کاربران، گروههایی را هدف بگیرند که قبلاً نشانهای از علاقه خود نشان دادهاند.
- مشتریان قبلی را دوباره جذب کنند: محصولات مکمل یا پیشنهادهای جدید را به مشتریانی معرفی کنند که پیشتر از برند خرید کردهاند.
یک مثال ساده از عملکرد ریتارگتینگ
فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی لباس سه گروه کاربر دارد:
| رفتار کاربر | پیشنهاد مناسب برای ریتارگتینگ |
| چند صفحه محصول را مشاهده کرده، اما خریدی انجام نداده است | نمایش محصولات مرتبط یا پرفروش |
| محصولی را به سبد خرید اضافه کرده، اما خرید را تکمیل نکرده است | یادآوری سبد خرید و هدایت به صفحه تکمیل سفارش |
| قبلاً از فروشگاه خرید کرده است | معرفی محصولات مکمل یا مجموعه جدید |
این مثال نشان میدهد که ریتارگتینگ صرفاً به معنای تکرار یک تبلیغ نیست؛ بلکه میتوان پیام تبلیغاتی را با توجه به مرحلهای که کاربر در مسیر خرید قرار دارد، تغییر داد.
آیا ریتارگتینگ فقط برای فروشگاههای اینترنتی کاربرد دارد؟
خیر. این روش برای کسبوکارهای مختلف قابل استفاده است؛ به شرط آنکه بتوان مخاطبان واجد شرایط را شناسایی کرد و از طریق یک پلتفرم مناسب دوباره به آنها دسترسی داشت.
برای نمونه:
- شرکتهای خدماتی میتوانند بازدیدکنندگان صفحه خدمات یا تعرفهها را برای ثبت درخواست هدف قرار دهند.
- وبسایتهای آموزشی میتوانند افرادی را که دورهای را بررسی کردهاند، به ثبتنام تشویق کنند.
- شرکتهای نرمافزاری میتوانند بازدیدکنندگان صفحات معرفی محصول را به درخواست نسخه آزمایشی یا رزرو جلسه مشاوره دعوت کنند.
- کسبوکارهای اشتراکی میتوانند کاربران واجد شرایط را برای تمدید اشتراک یا بازگشت به سرویس هدف قرار دهند.
در نهایت، ریتارگتینگ زمانی بیشترین ارزش را ایجاد میکند که هدف مشخصی داشته باشد و تبلیغات آن بر اساس رفتار و نیاز مخاطب تنظیم شود. البته اجرای آن بهتنهایی تضمینکننده فروش بیشتر نیست و نتیجه نهایی به عواملی مانند کیفیت پیشنهاد، تجربه کاربری، هزینه تبلیغات و امکان ردیابی مخاطبان بستگی دارد.
ریتارگتینگ چگونه کار میکند؟ از رفتار کاربر تا نمایش تبلیغ
ریتارگتینگ با شناسایی کاربران واجد شرایط، دستهبندی آنها بر اساس رفتار و نمایش تبلیغات متناسب با علایق یا تعاملات قبلیشان کار میکند. این فرایند معمولاً از زمانی آغاز میشود که کاربر از یک وبسایت بازدید میکند یا با محتوای یک برند تعامل دارد و تا نمایش تبلیغ مجدد و بررسی نتیجه آن ادامه پیدا میکند.
برای اجرای این روش، کسبوکار به یک منبع داده و یک پلتفرم تبلیغاتی نیاز دارد که بتواند مخاطبان مناسب را شناسایی و هدفگیری کند. البته جزئیات فنی به نوع کمپین، پلتفرم مورد استفاده، تنظیمات رضایت کاربر و محدودیتهای ردیابی بستگی دارد.
مراحل عملکرد ریتارگتینگ
فرایند ریتارگتینگ را میتوان در پنج مرحله اصلی خلاصه کرد:
۱. ثبت تعامل کاربر با کسبوکار
ابتدا باید مشخص شود چه افرادی از سایت بازدید کردهاند، کدام صفحات را دیدهاند یا چه اقدامی انجام دادهاند. این اطلاعات ممکن است از طریق تگ تبلیغاتی، پیکسل، ابزارهای تحلیل رفتار، دادههای دستاول کسبوکار یا اتصال به سامانههای مشتریان جمعآوری شود.
برای مثال، یک فروشگاه اینترنتی میتواند رویداد مشاهده محصول، افزودن به سبد خرید و تکمیل سفارش را ثبت کند.
۲. تشکیل گروههای مخاطبان
پس از جمعآوری دادهها، کاربران بر اساس رفتارشان در گروههای مختلف قرار میگیرند. برای نمونه، افرادی که فقط صفحه اصلی را دیدهاند، میتوانند در گروهی جدا از کسانی قرار بگیرند که محصولی را به سبد خرید اضافه کردهاند.
این تفکیک کمک میکند تبلیغات متناسبتری برای هر گروه طراحی شود.
۳. انتخاب تبلیغ متناسب با مخاطب
در این مرحله، کسبوکار مشخص میکند چه پیامی برای هر گروه مناسبتر است. برای مثال، نمایش محصولات مرتبط به بازدیدکنندگان صفحات محصول میتواند انتخاب مناسبی باشد؛ درحالیکه برای افرادی که فرایند خرید را نیمهکاره رها کردهاند، یادآوری تکمیل سفارش اولویت دارد.
۴. نمایش مجدد تبلیغات
پلتفرم تبلیغاتی، در صورت امکان شناسایی کاربر و وجود شرایط لازم برای هدفگیری، تبلیغ را در فضای تبلیغاتی تحت پوشش خود نمایش میدهد. این فضا میتواند وبسایتها، اپلیکیشنها، شبکههای اجتماعی یا سایر جایگاههای تبلیغاتی باشد.
۵. بررسی نتیجه و بهینهسازی کمپین
در پایان، عملکرد تبلیغات بر اساس شاخصهایی مانند کلیک، خرید، ثبت درخواست، هزینه جذب مشتری و درآمد بررسی میشود. اگر گروهی از مخاطبان عملکرد مناسبی نداشته باشند، میتوان پیام تبلیغاتی، بودجه، بازه هدفگیری یا صفحه فرود را تغییر داد.
تگ، پیکسل و کوکی چه نقشی در ریتارگتینگ دارند؟
برای درک بهتر عملکرد ریتارگتینگ، باید با چند اصطلاح فنی آشنا باشید:
| اصطلاح | کاربرد در ریتارگتینگ |
| تگ تبلیغاتی (Tag) | کدی که برای ثبت رویدادها یا ارسال اطلاعات به سامانه تبلیغاتی در سایت قرار میگیرد. |
| پیکسل (Pixel) | اصطلاحی رایج برای سازوکار ردیابی تعاملات کاربران؛ این ابزار در بسیاری از پیادهسازیها به شکل کد یا درخواستهای آنلاین عمل میکند و لزوماً یک تصویر قابل مشاهده نیست. |
| کوکی (Cookie) | دادهای که مرورگر ذخیره میکند و ممکن است برای تشخیص یا حفظ اطلاعات مرتبط با بازدیدها استفاده شود؛ عملکرد آن به تنظیمات مرورگر و محدودیتهای حریم خصوصی بستگی دارد. |
| فهرست مخاطبان (Audience List) | مجموعهای از کاربران واجد شرایط که بر اساس رفتار، ویژگی یا دادههای مجاز برای هدفگیری تبلیغاتی تعریف شدهاند. |
| رویداد تبدیل (Conversion Event) | اقدامی مانند خرید، ثبتنام یا ارسال فرم که برای ارزیابی نتیجه کمپین اندازهگیری میشود. |
نکته مهم این است که ریتارگتینگ همیشه به کوکیهای شخص ثالث وابسته نیست. بعضی روشها از دادههای دستاول، حساب کاربری، فهرست مشتریان یا تعاملات ثبتشده در یک پلتفرم استفاده میکنند. بااینحال، هر روش محدودیتهای فنی و الزامات حریم خصوصی خودش را دارد.
آیا تبلیغ ریتارگتینگ همیشه به همان کاربر نمایش داده میشود؟
خیر. بازدید از یک سایت به این معنا نیست که کاربر حتماً تبلیغ آن را در ادامه مشاهده خواهد کرد. نمایش تبلیغ به عواملی مانند عضویت کاربر در گروه مخاطبان، تنظیمات کمپین، موجود بودن جایگاه تبلیغاتی، بودجه، شرایط مزایده و امکان شناسایی مخاطب بستگی دارد.
همچنین اگر کاربر خرید خود را تکمیل کرده باشد، کسبوکار میتواند او را از کمپینهای جذب همان محصول خارج کند یا به گروه دیگری انتقال دهد؛ البته به شرط آنکه رویداد خرید بهدرستی ثبت شده باشد.
بنابراین، ریتارگتینگ یک فرایند هدفگیری و نمایش تبلیغ بر اساس دادههای موجود است، نه سازوکاری که نمایش قطعی تبلیغ به تکتک بازدیدکنندگان را تضمین کند.
از ریتارگتینگ برای چه اهدافی استفاده میشود؟
ریتارگتینگ میتواند در مراحل مختلف مسیر خرید مشتری به کار گرفته شود؛ از یادآوری یک محصول تا بازگرداندن مشتریان قدیمی و افزایش فروش محصولات مکمل. بااینحال، انتخاب هدف کمپین باید بر اساس رفتار مخاطبان و نیاز کسبوکار انجام شود؛ زیرا تبلیغی که برای یک کاربر مردد مناسب است، لزوماً برای مشتری قبلی نتیجه یکسانی ندارد.
مهمترین کاربردهای ریتارگتینگ عبارتاند از:
۱. بازگرداندن کاربرانی که خرید نکردهاند
بعضی کاربران وارد سایت میشوند، محصولات را بررسی میکنند و بدون خرید از آن خارج میشوند. ریتارگتینگ به کسبوکار کمک میکند دوباره به این افراد دسترسی پیدا کند و آنها را به بررسی محصولات یا تکمیل فرایند خرید دعوت کند.
برای مثال، یک فروشگاه لوازم خانگی میتواند محصولات مرتبط با صفحات بازدیدشده را به کاربرانی نشان دهد که هنوز سفارشی ثبت نکردهاند.
۲. بازیابی سبدهای خرید رهاشده
رها کردن سبد خرید یکی از موقعیتهای مهم برای اجرای ریتارگتینگ است. ممکن است مشتری به خرید علاقه داشته باشد، اما به دلیل مقایسه قیمتها، هزینه ارسال، کمبود وقت یا تردید در تصمیمگیری، سفارش خود را نهایی نکند.
در این شرایط، میتوان تبلیغی طراحی کرد که کاربر را به سبد خرید بازگرداند. البته بهتر است پیش از ارائه تخفیف، موانع احتمالی خرید مانند هزینه ارسال یا ابهام در شرایط بازگشت کالا بررسی شوند.
۳. افزایش ثبت درخواست و جذب سرنخ فروش
ریتارگتینگ فقط برای فروش مستقیم کاربرد ندارد. شرکتهای خدماتی، آژانسهای بازاریابی، مجموعههای آموزشی و کسبوکارهای B2B نیز میتوانند از آن برای جذب سرنخ فروش استفاده کنند.
برای مثال، اگر کاربری صفحه خدمات سئو را بررسی کند، اما فرم درخواست مشاوره را تکمیل نکند، میتوان تبلیغی با پیام دعوت به دریافت مشاوره یا مشاهده نمونهکارها برای او نمایش داد.
۴. معرفی محصولات مکمل به مشتریان قبلی
گاهی هدف کمپین، بازگرداندن مشتری برای خرید نخست نیست؛ بلکه میخواهیم او را به خرید مجدد یا تهیه محصولی مرتبط تشویق کنیم.
برای مثال:
- معرفی قاب و محافظ صفحه به خریدار گوشی موبایل
- پیشنهاد محصولات مراقبت از پوست مرتبط با خرید قبلی
- معرفی دوره تکمیلی به افرادی که یک دوره آموزشی را تهیه کردهاند
- پیشنهاد تمدید اشتراک به مشتریانی که اشتراک آنها رو به پایان است
در این نوع کمپین، بهتر است محصول پیشنهادی واقعاً با نیاز مشتری ارتباط داشته باشد و زمان نمایش تبلیغ نیز متناسب با چرخه مصرف یا خرید مجدد انتخاب شود.
۵. افزایش آگاهی از برند در میان مخاطبان علاقهمند
برخی کاربران هنوز برای خرید آماده نیستند، اما تعامل آنها با برند نشان میدهد که ممکن است در آینده به محصولات یا خدمات آن علاقهمند شوند. ریتارگتینگ میتواند برای یادآوری برند، معرفی مزیتهای رقابتی یا نمایش محتوای راهنما به این گروه استفاده شود.
برای نمونه، یک شرکت نرمافزاری میتواند به بازدیدکنندگان صفحه معرفی محصول، ویدیوی آموزشی یا نمونهای از کاربردهای نرمافزار را نمایش دهد. در این حالت، هدف اصلی الزاماً فروش فوری نیست، بلکه کمک به تصمیمگیری آگاهانهتر مخاطب است.
۶. افزایش فروش با پیشنهادهای شخصیسازیشده
نمایش یک پیام یکسان برای تمام مخاطبان همیشه بهترین انتخاب نیست. میتوان تبلیغات را بر اساس رفتار ثبتشده کاربر، محصولات مشاهدهشده یا مرحلهای که در مسیر خرید قرار دارد، تنظیم کرد.
برای مثال، فردی که چند بار یک محصول را بررسی کرده است ممکن است به اطلاعات بیشتر درباره ویژگیها و ضمانت آن نیاز داشته باشد؛ درحالیکه فردی که محصول را به سبد خرید اضافه کرده، احتمالاً به یادآوری سفارش یا اطلاع از شرایط ارسال نیاز دارد.
البته شخصیسازی باید بر اساس دادههای مجاز انجام شود و نباید به استفاده نامناسب از اطلاعات شخصی کاربران منجر شود.
کدام هدف ریتارگتینگ برای کسبوکار شما مناسبتر است؟
جدول زیر کمک میکند هدف کمپین را با توجه به نوع کسبوکار و نتیجه مورد انتظار انتخاب کنید.
| هدف کمپین | مخاطب مناسب | شاخص اصلی ارزیابی |
| افزایش فروش مستقیم | بازدیدکنندگان صفحات محصول | تعداد خرید و نرخ تبدیل |
| بازیابی سبد خرید | افرادی که خرید را نیمهکاره رها کردهاند | نرخ تکمیل سفارش |
| جذب سرنخ فروش | بازدیدکنندگان صفحات خدمات یا قیمت | تعداد سرنخ واجد شرایط |
| افزایش خرید مجدد | مشتریان قبلی | نرخ خرید مجدد و درآمد مشتریان |
| معرفی محصولات مکمل | خریداران محصولات مرتبط | نرخ خرید محصول مکمل |
| تقویت آگاهی از برند | مخاطبان تعاملکرده با برند | دسترسی، تعامل و شاخصهای مرتبط با هدف کمپین |
در انتخاب هدف، تنها به تعداد کلیکها توجه نکنید. برای مثال، اگر هدف جذب مشتری است، افزایش کلیک بدون رشد خرید یا ثبت درخواست نمیتواند بهتنهایی نشانه موفقیت کمپین باشد.
در مجموع، ریتارگتینگ زمانی اثربخشتر است که برای هر گروه از مخاطبان، هدف مشخصی تعیین شود و نتیجه کمپین نیز با همان هدف سنجیده شود. پس از تعیین هدف، گام بعدی شناخت انواع ریتارگتینگ و انتخاب روشی است که با رفتار مخاطبان و امکانات کسبوکار تناسب بیشتری دارد.
انواع ریتارگتینگ؛ کدام روش برای کسبوکار شما مناسب است؟
ریتارگتینگ روشهای مختلفی دارد و هر روش بر اساس نوع دادهای که از مخاطب در اختیار داریم یا رفتاری که انجام داده است، اجرا میشود. برای انتخاب روش مناسب، باید مشخص کنیم میخواهیم بازدیدکنندگان سایت را دوباره جذب کنیم، مشتریان قبلی را به خرید مجدد تشویق کنیم یا افرادی را هدف قرار دهیم که با محتوای برند تعامل داشتهاند.
در ادامه، مهمترین انواع ریتارگتینگ و کاربرد هرکدام را بررسی میکنیم.
۱. ریتارگتینگ مبتنی بر بازدید وبسایت (Site Retargeting)
در این روش، افرادی که قبلاً از وبسایت بازدید کردهاند، بر اساس دادههای قابل استفاده و شرایط شناسایی مخاطب، دوباره هدف تبلیغات قرار میگیرند. میتوان کاربران را بر اساس صفحاتی که مشاهده کردهاند یا اقداماتی که در سایت انجام دادهاند، تفکیک کرد.
برای مثال، یک فروشگاه اینترنتی میتواند تبلیغ محصولات یک دستهبندی خاص را به افرادی نمایش دهد که قبلاً همان دستهبندی را بررسی کردهاند.
این روش برای فروشگاههای اینترنتی، وبسایتهای خدماتی و کسبوکارهایی مناسب است که میخواهند بازدیدکنندگان قبلی را به انجام اقدام مشخصی ترغیب کنند.
۲. ریتارگتینگ داینامیک یا پویا (Dynamic Retargeting)
در ریتارگتینگ داینامیک، محتوای تبلیغ بر اساس اطلاعات محصولات یا خدماتی که کاربر مشاهده کرده است، بهصورت خودکار تنظیم میشود. برخلاف تبلیغات ثابت که یک پیام مشخص را به گروهی از مخاطبان نشان میدهند، این روش میتواند محصولات متفاوتی را به کاربران مختلف نمایش دهد.
برای اجرای این روش معمولاً به فهرست محصولات یا خدمات، اطلاعاتی مانند شناسه و تصویر هر محصول و ثبت صحیح رفتار کاربران نیاز است. پلتفرم تبلیغاتی با استفاده از این دادهها، تبلیغ متناسب را تولید یا انتخاب میکند.
مثال: فرض کنید کاربری سه مدل کفش ورزشی را در یک فروشگاه اینترنتی مشاهده کرده است. در تبلیغات بعدی، ممکن است تصاویر و مشخصات همان محصولات یا گزینههای مرتبط به او نمایش داده شوند.
این روش بهویژه برای فروشگاههایی با تعداد زیاد محصول کاربرد دارد؛ زیرا نیازی نیست برای تکتک کالاها یک کمپین مستقل طراحی شود.
۳. ریتارگتینگ مبتنی بر فهرست مشتریان (List-Based Retargeting)
در این روش، بهجای اتکا به بازدید سایت، از فهرست مخاطبانی استفاده میشود که اطلاعات آنها از قبل در اختیار کسبوکار قرار دارد؛ مانند مشتریان ثبتشده، سرنخهای فروش یا مشترکانی که شرایط استفاده تبلیغاتی از دادههای آنها فراهم است.
برای نمونه، یک شرکت نرمافزاری میتواند فهرست سرنخهایی را که قبلاً درخواست اطلاعات محصول دادهاند، به پلتفرمی با قابلیت مخاطبان سفارشی ارائه کند و تبلیغی متناسب با مرحله تصمیمگیری آنها نمایش دهد.
مزیت این روش آن است که میتوان گروههای مخاطب را بر اساس اطلاعات موجود در سامانه مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) دستهبندی کرد. البته تطبیق اطلاعات با کاربران پلتفرم قطعی نیست و به کیفیت دادهها، سیاستهای سرویس و الزامات حریم خصوصی بستگی دارد.
۴. ریتارگتینگ در شبکههای اجتماعی (Social Media Retargeting)
در این روش، کاربران بر اساس تعاملات قبلیشان با برند در یک شبکه اجتماعی یا دادههای مجاز مرتبط با وبسایت، دوباره هدف تبلیغات قرار میگیرند.
برای مثال، یک کسبوکار میتواند در پلتفرمی که چنین امکانی دارد، افرادی را هدف قرار دهد که با ویدیوهای تبلیغاتی آن تعامل داشتهاند یا قبلاً از وبسایت بازدید کردهاند.
کاربردهای رایج این روش عبارتاند از:
- نمایش تبلیغ تکمیلی به افرادی که ویدیوی معرفی محصول را دیدهاند.
- دعوت مجدد از کاربران علاقهمند برای بازدید از صفحه محصول.
- معرفی خدمات مرتبط به افرادی که قبلاً با محتوای برند تعامل داشتهاند.
نکته مهم این است که امکانات ساخت مخاطب و هدفگیری در همه شبکههای اجتماعی یکسان نیست و باید شرایط فعلی هر پلتفرم بررسی شود.
۵. ریتارگتینگ کاربران اپلیکیشن (App Retargeting)
ریتارگتینگ اپلیکیشن برای بازگرداندن کاربرانی استفاده میشود که قبلاً برنامهای را نصب کردهاند یا در آن فعالیت داشتهاند، اما اقدام موردنظر کسبوکار را انجام ندادهاند یا مدتی است غیرفعال شدهاند.
برای مثال، یک اپلیکیشن خرید میتواند کاربرانی را که محصولی را مشاهده کردهاند اما سفارش ندادهاند، دوباره به تکمیل خرید دعوت کند. یک اپلیکیشن آموزشی نیز میتواند کاربران غیرفعال را به ادامه دورهای که شروع کردهاند، ترغیب کند.
اجرای این روش معمولاً به ثبت رویدادهای درونبرنامهای، ابزارهای اندازهگیری مناسب و امکان دسترسی به مخاطبان در کانال تبلیغاتی انتخابشده نیاز دارد. در نتیجه، باید محدودیتهای ردیابی در سیستمعاملها و تنظیمات حریم خصوصی نیز در نظر گرفته شوند.
۶. ریتارگتینگ مبتنی بر تعامل با محتوا یا تبلیغات (Engagement Retargeting)
در این روش، مخاطبان بر اساس تعامل قبلی با محتوای برند یا تبلیغات شناسایی میشوند؛ حتی اگر هنوز وارد وبسایت نشده باشند.
برای مثال، اگر کاربری با یک تبلیغ ویدیویی تعامل داشته باشد، در صورت پشتیبانی پلتفرم میتوان او را در گروه مخاطبان واجد شرایط قرار داد و تبلیغ دیگری برایش در نظر گرفت.
این روش برای کسبوکارهایی مناسب است که از ویدیو، محتوای آموزشی، پستهای شبکههای اجتماعی یا تبلیغات تعاملی برای جذب مخاطب استفاده میکنند.
البته صرف مشاهده یا تعامل با محتوا به معنای آمادگی کاربر برای خرید نیست. بهتر است پیام بعدی متناسب با میزان تعامل و هدف کمپین انتخاب شود.
۷. ریتارگتینگ مبتنی بر جستوجو (Search Retargeting)
در این روش باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شویم. ریتارگتینگ مبتنی بر جستوجو در معنای دقیقتر میتواند به هدفگیری مجدد مخاطبانی اشاره داشته باشد که قبلاً تعامل مشخصی با برند داشتهاند و سپس بر اساس سیگنالهای جستوجویی واجد شرایط شدهاند. اما هدفگیری افرادی که صرفاً عبارت یا کلمه کلیدی خاصی را جستوجو کردهاند، لزوماً ریتارگتینگ نیست و ممکن است در دسته تبلیغات مبتنی بر قصد جستوجو قرار بگیرد.
برای مثال، نمایش تبلیغ مجدد به کاربری که قبلاً از سایت بازدید کرده و بعداً در شرایط پشتیبانیشده توسط پلتفرم به یک گروه مخاطب مرتبط تعلق گرفته است، میتواند بخشی از راهبرد هدفگیری مجدد باشد.
از آنجا که تعریف این اصطلاح در منابع و پلتفرمها یکسان نیست، هنگام انتخاب سرویس تبلیغاتی باید دقیقاً مشخص شود که هدفگیری بر اساس سابقه تعامل انجام میشود یا صرفاً بر اساس عبارت جستوجوشده.
مقایسه انواع ریتارگتینگ در یک نگاه
| نوع ریتارگتینگ | منبع اصلی مخاطب | کاربرد مناسب |
| مبتنی بر بازدید سایت | رفتار کاربران در وبسایت | بازگرداندن بازدیدکنندگان و افزایش تبدیل |
| داینامیک | رفتار کاربر و فهرست محصولات | نمایش خودکار محصولات مرتبط |
| فهرست مشتریان | دادههای مشتریان و سرنخهای فروش | پیگیری سرنخها و ارتباط مجدد با مشتریان |
| شبکههای اجتماعی | تعاملات و مخاطبان قابل شناسایی در پلتفرم | ادامه ارتباط با مخاطبان شبکههای اجتماعی |
| اپلیکیشن | نصب و رویدادهای درونبرنامهای | بازگرداندن کاربران غیرفعال یا تکمیل اقدامات |
| تعامل با محتوا | مشاهده یا تعامل با محتوای برند | هدایت مخاطب به مرحله بعدی تصمیمگیری |
| مبتنی بر جستوجو | سیگنالهای جستوجویی و شرایط هدفگیری پلتفرم | دسترسی به مخاطبان مرتبط، در صورت پشتیبانی سرویس |
در انتخاب روش، لازم نیست تمام انواع ریتارگتینگ را همزمان اجرا کنید. بهتر است از روشی شروع کنید که با هدف اصلی کسبوکار، دادههای در دسترس و امکانات پلتفرم تبلیغاتی شما تناسب بیشتری دارد. برای مثال، فروشگاهی که بیشتر فروش خود را از وبسایت انجام میدهد، ممکن است ابتدا از ریتارگتینگ مبتنی بر بازدید سایت شروع کند و سپس برای محصولات خود ریتارگتینگ داینامیک را به کار بگیرد.
چگونه مخاطبان ریتارگتینگ را بر اساس رفتارشان دستهبندی کنیم؟
یکی از مهمترین عوامل موفقیت کمپین ریتارگتینگ، تقسیم مخاطبان به گروههایی است که نیازها و میزان آمادگی متفاوتی برای خرید دارند. اگر تمام بازدیدکنندگان را در یک گروه قرار دهید و تبلیغ یکسانی به آنها نشان دهید، بخشی از بودجه ممکن است صرف افرادی شود که به پیام دیگری نیاز دارند یا حتی اقدام موردنظر را قبلاً انجام دادهاند.
برای جلوگیری از این مشکل، میتوانید مخاطبان را بر اساس مرحلهای که در مسیر خرید قرار دارند، دستهبندی کنید و برای هر گروه پیام و هدف مشخصی در نظر بگیرید.
گروههای اصلی مخاطبان در کمپین ریتارگتینگ
۱. بازدیدکنندگانی که هنوز علاقه مشخصی نشان ندادهاند
این گروه شامل افرادی است که وارد سایت شدهاند، اما رفتار آنها هنوز نشانه روشنی از علاقه به یک محصول یا خدمت خاص نیست. برای این کاربران، معرفی مزیتهای اصلی برند، محتوای آموزشی یا محصولات پرفروش میتواند مناسب باشد.
۲. کاربرانی که صفحات محصول یا خدمات را بررسی کردهاند
این افراد نسبت به بازدیدکنندگان عمومی، علاقه مشخصتری نشان دادهاند. میتوانید آنها را با تبلیغ همان محصول، معرفی ویژگیهای مهم، نمایش نظرات مشتریان یا ارائه اطلاعات تکمیلی به سایت بازگردانید.
۳. افرادی که به مرحله اقدام نزدیک شدهاند
کاربرانی که محصولی را به سبد خرید اضافه کردهاند، صفحه ثبت سفارش را دیدهاند یا فرم درخواست مشاوره را آغاز کردهاند، ممکن است به اقدام نهایی نزدیکتر باشند. برای این گروه میتوان تبلیغی با فراخوان مستقیمتر طراحی کرد؛ البته ابتدا باید مطمئن شوید که خرید یا ثبت درخواست آنها تکمیل نشده است.
۴. کاربرانی که قبلاً تبدیل شدهاند
افرادی که خرید کردهاند یا فرم موردنظر را ارسال کردهاند، لزوماً نباید از تمام کمپینها حذف شوند. تصمیم درست به هدف تبلیغ بستگی دارد. برای مثال، میتوان خریداران یک محصول را از تبلیغ همان محصول خارج کرد و آنها را در کمپین معرفی محصولات مکمل قرار داد.
۵. مشتریان قبلی که مدتی است بازنگشتهاند
این گروه میتواند شامل مشتریانی باشد که در گذشته خرید کردهاند، اما در بازه اخیر فعالیتی نداشتهاند. پیشنهاد محصول جدید، معرفی قابلیتهای تازه یا یادآوری زمان تمدید اشتراک میتواند برای آنها مناسب باشد؛ به شرط آنکه با چرخه خرید و نیاز واقعی مشتری تناسب داشته باشد.
برای هر گروه چه تبلیغی نمایش دهیم؟
جدول زیر یک الگوی عملی برای طراحی کمپین است. بازههای زمانی و اولویتها باید بر اساس نوع کسبوکار، چرخه تصمیمگیری مشتری و دادههای واقعی تنظیم شوند.
| گروه مخاطب | هدف تبلیغ | نمونه پیام یا پیشنهاد |
| بازدیدکنندگان عمومی | ایجاد علاقه بیشتر | معرفی محصولات محبوب یا محتوای راهنما |
| مشاهدهکنندگان محصول | ترغیب به بررسی مجدد | نمایش همان محصول یا ویژگیهای مهم آن |
| رهاکنندگان سبد خرید | تکمیل سفارش | یادآوری سبد خرید و ارائه اطلاعات ارسال |
| آغازکنندگان فرم | تکمیل درخواست | دعوت به ادامه فرایند یا دریافت مشاوره |
| خریداران قبلی | افزایش خرید مکمل | معرفی محصول یا خدمت مرتبط |
| مشتریان غیرفعال | ایجاد انگیزه برای بازگشت | معرفی مجموعه جدید یا پیشنهاد متناسب با سابقه خرید |
چه زمانی باید مخاطبان را از یک کمپین حذف کنیم؟
در ریتارگتینگ، حذف مخاطب بهاندازه انتخاب او اهمیت دارد. اگر کاربران پس از انجام اقدام موردنظر همچنان تبلیغ قبلی را دریافت کنند، بخشی از بودجه هدر میرود و تجربه نامناسبی برای مشتری ایجاد میشود.
برای مدیریت بهتر مخاطبان، این موارد را در نظر بگیرید:
- خریداران یک محصول را از کمپین فروش مجدد همان محصول خارج کنید، مگر اینکه هدف مشخصی برای خرید دوباره داشته باشید.
- افرادی را که فرم درخواست را ارسال کردهاند، از کمپین جذب همان درخواست حذف یا به کمپین پیگیری سرنخ منتقل کنید.
- کاربران خارج از بازه زمانی تعریفشده را از فهرست مخاطبان فعال کنار بگذارید.
- مخاطبانی را که شرایط لازم برای دریافت تبلیغ را ندارند، مطابق قوانین و تنظیمات پلتفرم از هدفگیری خارج کنید.
بازه زمانی عضویت مخاطب را چگونه تعیین کنیم؟
مدت زمانی که کاربر پس از آخرین تعامل در یک گروه مخاطب باقی میماند، باید با چرخه تصمیمگیری او تناسب داشته باشد. نمیتوان برای خرید یک کالای مصرفی روزمره و تصمیمگیری درباره یک نرمافزار سازمانی، بازه یکسانی در نظر گرفت.
برای مثال، ممکن است در یک فروشگاه اینترنتی، کاربرانی که اخیراً سبد خرید را رها کردهاند اولویت بالاتری داشته باشند؛ اما برای خدمات گرانقیمت، فرایند تصمیمگیری طولانیتر باشد و پیگیری مخاطبان در بازه زمانی بیشتری انجام شود.
برای تعیین این بازه، سه عامل را بررسی کنید:
- چرخه خرید: مشتری معمولاً چه مدت برای تصمیمگیری زمان نیاز دارد؟
- تازگی تعامل: آیا اقدام اخیر کاربر همچنان نشانهای معتبر از علاقه اوست؟
- عملکرد کمپین: در چه بازهای بیشترین تبدیل با هزینه قابلقبول حاصل میشود؟
در نهایت، دستهبندی مخاطبان باید به تصمیم عملی منجر شود؛ یعنی برای هر گروه مشخص باشد چه تبلیغی نمایش داده میشود، چه اقدامی انتظار میرود و در چه شرایطی کاربر از کمپین خارج خواهد شد. این رویکرد، زمینه را برای طراحی تبلیغات هدفمندتر و افزایش بازده هزینه تبلیغاتی فراهم میکند.
تکنیکها و استراتژیهای پیشرفته ریتارگتینگ برای افزایش بازده تبلیغات
اجرای کمپین ریتارگتینگ بهتنهایی تضمین نمیکند که کاربران بیشتری به مشتری تبدیل شوند. برای بهبود نتایج، باید مشخص کنید چه زمانی تبلیغ نمایش داده شود، چند بار تکرار شود، چه پیشنهادی ارائه کند و چگونه عملکرد آن را بهینه کنید. استراتژی مناسب کمک میکند بودجه تبلیغاتی بهجای صرف شدن برای نمایشهای تکراری و کماثر، روی فرصتهای ارزشمندتر متمرکز شود.
۱. زمانبندی تبلیغات بر اساس احتمال خرید
همه کاربران بلافاصله پس از خروج از سایت به پیگیری تبلیغاتی نیاز ندارند. زمان مناسب برای نمایش تبلیغ به نوع محصول، میزان علاقه کاربر و مدتزمان تصمیمگیری او بستگی دارد.
برای مثال، فردی که سبد خرید را رها کرده است ممکن است به یادآوری نسبتاً سریع نیاز داشته باشد؛ اما کاربری که صفحه یک خدمت تخصصی و گرانقیمت را دیده، احتمالاً به زمان بیشتری برای بررسی گزینهها نیاز دارد.
برای تعیین زمانبندی مناسب:
- ابتدا بازههای زمانی متفاوت را بر اساس چرخه خرید کسبوکار تعریف کنید.
- عملکرد مخاطبان تازهوارد را با افرادی که مدت بیشتری از آخرین تعامل آنها گذشته است، مقایسه کنید.
- بودجه را بر اساس نرخ تبدیل و هزینه جذب مشتری در هر بازه تنظیم کنید.
- اگر احتمال خرید کاربر با گذشت زمان کاهش مییابد، از ادامه نمایش تبلیغات کمبازده جلوگیری کنید.
بهتر است زمانبندی را بر اساس دادههای واقعی تعیین کنید، نه یک عدد ثابت که برای همه کسبوکارها مناسب فرض میشود.
۲. کنترل دفعات نمایش تبلیغ (Frequency Capping)
اگر یک کاربر در مدت کوتاهی بارها یک تبلیغ را ببیند، ممکن است نسبت به آن بیتفاوت شود یا حتی تجربه منفی از برند پیدا کند. به این وضعیت، خستگی تبلیغاتی (Ad Fatigue) گفته میشود.
برای کنترل این مشکل، میتوان سقفی برای تعداد دفعات نمایش تبلیغ به هر کاربر در یک بازه زمانی تعیین کرد؛ البته این قابلیت به پلتفرم تبلیغاتی بستگی دارد.
برای اجرای بهتر این تکنیک:
- تعداد نمایش تبلیغ را در کنار نرخ کلیک و نرخ تبدیل بررسی کنید.
- اگر با افزایش نمایش، عملکرد تبلیغ افت میکند، سقف نمایش یا ترکیب خلاقهها را تغییر دهید.
- برای مخاطبان مختلف، محدودیتهای متناسب با هدف کمپین در نظر بگیرید.
- در صورت امکان، از چند نسخه متفاوت تبلیغ استفاده کنید تا پیام تکراری کمتر شود.
هدف، نمایش حداکثری تبلیغ نیست؛ بلکه رسیدن به تعداد مناسبی از نمایشهاست که بتواند تصمیم کاربر را تحت تأثیر قرار دهد، بدون اینکه هزینه اضافی ایجاد کند.
۳. شخصیسازی پیام بر اساس رفتار مخاطب
شخصیسازی یعنی محتوای تبلیغ را با توجه به اطلاعات مجاز و رفتار مرتبط کاربر تنظیم کنید. این کار لزوماً به معنای استفاده از نام یا اطلاعات شخصی او نیست؛ گاهی کافی است محصول، مزیت یا پیشنهاد مناسبی نمایش داده شود.
برای مثال، یک فروشگاه آنلاین میتواند برای گروههای مختلف چنین رویکردی داشته باشد:
- مشاهدهکنندگان محصول: معرفی ویژگیها، مزایا یا نظرات خریداران
- رهاکنندگان سبد خرید: یادآوری سفارش و ارائه اطلاعات شفاف درباره ارسال و بازگشت کالا
- مشتریان قبلی: معرفی محصولات مکمل یا مجموعه جدید
- بازدیدکنندگان صفحات خدمات: دعوت به دریافت مشاوره یا مشاهده نمونهکارها
در شخصیسازی، پیشنهاد باید با نیاز مخاطب تناسب داشته باشد. ارائه تخفیف به همه کاربران، حتی افرادی که بدون تخفیف نیز احتمال خرید بالایی دارند، میتواند حاشیه سود را کاهش دهد.
۴. اجرای تست A/B برای انتخاب تبلیغ مؤثرتر
تست A/B روشی برای مقایسه دو نسخه از یک تبلیغ یا صفحه فرود است تا مشخص شود کدام نسخه عملکرد بهتری دارد. بهجای تصمیمگیری صرفاً بر اساس سلیقه، میتوان از دادههای واقعی کمپین استفاده کرد.
عناصر مناسب برای آزمایش عبارتاند از:
- متن اصلی و تیتر تبلیغ
- تصویر یا ویدیوی تبلیغاتی
- فراخوان به اقدام (CTA)
- نوع پیشنهاد، مانند ارسال رایگان یا تخفیف
- صفحه فرودی که کاربر پس از کلیک وارد آن میشود
برای مثال، یک فروشگاه میتواند دو نسخه تبلیغ برای رهاکنندگان سبد خرید طراحی کند: یکی با تأکید بر تکمیل سفارش و دیگری با تأکید بر مزایای ارسال. سپس نرخ تبدیل و هزینه هر خرید را مقایسه کند.
برای معتبر بودن نتیجه، بهتر است در هر آزمایش یک متغیر اصلی تغییر کند، حجم داده کافی باشد و مدت اجرای تست بهاندازهای باشد که نوسانهای کوتاهمدت نتیجه را گمراهکننده نکنند.
۵. مدیریت همپوشانی کمپینها
گاهی یک کاربر همزمان در چند گروه مخاطب قرار میگیرد؛ برای مثال، هم صفحه محصولی را دیده و هم همان محصول را به سبد خرید اضافه کرده است. اگر هر گروه کمپین جداگانهای داشته باشد، ممکن است چند تبلیغ با پیامهای متفاوت به او نمایش داده شود.
برای جلوگیری از این مشکل، میتوان گروهها را بر اساس اولویت از یکدیگر جدا کرد. معمولاً کاربری که به اقدام نهایی نزدیکتر است، باید پیام مشخصتری دریافت کند.
چند اقدام کاربردی عبارتاند از:
- گروههای مخاطبان را با توجه به هدف کمپین تعریف کنید.
- برای جلوگیری از تداخل، از تنظیمات حذف مخاطب یا فهرستهای استثنا استفاده کنید.
- برای هر گروه، پیام و صفحه فرود مشخصی در نظر بگیرید.
- عملکرد کمپینها را در کنار یکدیگر بررسی کنید تا هزینهها و تبدیلها بهاشتباه چند بار محاسبه نشوند.
این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت دارد که چند کمپین، کانال تبلیغاتی یا تیم بازاریابی بهطور همزمان فعالیت میکنند.
۶. استفاده از تبلیغات متنوع در طول مسیر تصمیمگیری
نمایش یک بنر ثابت در تمام مراحل تصمیمگیری ممکن است پس از مدتی اثربخشی خود را از دست بدهد. بهتر است محتوای تبلیغ متناسب با مرحلهای که مخاطب در آن قرار دارد تغییر کند.
برای نمونه، یک کسبوکار خدماتی میتواند ابتدا محتوایی درباره مسئله مخاطب نمایش دهد، سپس مزیتهای خدمات خود را معرفی کند و در مرحله بعد او را به رزرو مشاوره دعوت کند.
این رویکرد به معنای تکرار تبلیغ با تصاویر متفاوت نیست؛ بلکه هر پیام باید نقش مشخصی در پیشبرد تصمیم مخاطب داشته باشد. همچنین لازم نیست تمام کاربران همه مراحل را طی کنند؛ ترتیب نمایش پیامها باید با رفتار ثبتشده و هدف کمپین هماهنگ باشد.
۷. تخصیص بودجه بر اساس ارزش مخاطب
تمام گروههای مخاطبان ارزش اقتصادی یکسانی ندارند. برای مثال، کاربری که صرفاً صفحه اصلی را دیده است، ممکن است احتمال خرید کمتری نسبت به فردی داشته باشد که چند مرحله از فرایند سفارش را طی کرده است.
برای مدیریت بودجه، گروههای مخاطبان را با شاخصهایی مانند نرخ تبدیل، هزینه جذب مشتری و درآمد حاصل از کمپین مقایسه کنید. سپس بودجه را بهتدریج به گروههایی اختصاص دهید که با هزینه قابلقبول، نتیجه بهتری ایجاد میکنند.
بااینحال، نباید صرفاً بر اساس نرخ تبدیل تصمیم گرفت. ممکن است یک گروه نرخ تبدیل بالایی داشته باشد، اما حجم مخاطبان آن کم یا حاشیه سود حاصل از فروش آن پایین باشد. ارزش اقتصادی هر گروه باید در کنار هزینه تبلیغات بررسی شود.
۸. حذف هوشمند مخاطبان و توقف تبلیغات کماثر
یکی از راههای بهینهسازی ریتارگتینگ، جلوگیری از ادامه تبلیغاتی است که دیگر ضرورتی ندارند یا عملکرد مناسبی ایجاد نمیکنند.
برای مثال، اگر کاربر محصول موردنظر را خریده باشد، میتوان او را از کمپین جذب همان محصول خارج کرد. همچنین اگر یک گروه مخاطب پس از گذشت بازه مشخصی تبدیل مناسبی نداشته باشد، باید بررسی کرد که آیا ادامه هدفگیری آن توجیه اقتصادی دارد یا خیر.
برای اجرای این تکنیک:
- رویدادهای خرید و ثبت درخواست را بهدرستی اندازهگیری کنید.
- فهرستهای حذف مخاطب را با تغییر وضعیت کاربران بهروزرسانی کنید.
- کمپینهای کمبازده را بر اساس داده کافی ارزیابی کنید.
- در صورت نیاز، پیام، بازه زمانی، پیشنهاد یا تعریف مخاطب را تغییر دهید.
۹. سنجش فروش افزایشی بهجای اتکا به تبدیلهای ثبتشده
ممکن است برخی کاربران حتی بدون دیدن تبلیغ ریتارگتینگ نیز خرید کنند. بنابراین، تعداد تبدیلهایی که پلتفرم به تبلیغ نسبت میدهد، همیشه نشاندهنده میزان فروش اضافهای نیست که تبلیغ ایجاد کرده است.
برای بررسی اثر واقعی کمپین، در صورت امکان میتوان از آزمایش گروه کنترل استفاده کرد. در این روش، عملکرد گروهی که تبلیغ را دریافت میکند با گروهی مشابه که تبلیغ را دریافت نمیکند، مقایسه میشود.
اگر گروه دریافتکننده تبلیغ نسبت به گروه کنترل بهبود معناداری در خرید یا اقدام موردنظر داشته باشد، شواهد بهتری برای اثر افزایشی کمپین در اختیار خواهید داشت. اجرای معتبر چنین آزمایشی به حجم داده کافی، تخصیص مناسب گروهها و کنترل عوامل مداخلهگر نیاز دارد.
چکلیست بهینهسازی کمپین ریتارگتینگ
پیش از افزایش بودجه یا گسترش کمپین، موارد زیر را بررسی کنید:
- مخاطبان بر اساس رفتار و هدف کمپین تفکیک شدهاند.
- پیام تبلیغ با نیاز هر گروه تناسب دارد.
- دفعات نمایش تبلیغ کنترل میشود.
- مشتریان تبدیلشده از کمپینهای نامرتبط خارج میشوند.
- نسخههای مختلف تبلیغ بهصورت اصولی آزمایش میشوند.
- هزینه جذب مشتری و درآمد حاصل از تبلیغ بررسی میشود.
- تبدیلهای ثبتشده با اثر واقعی تبلیغ اشتباه گرفته نمیشوند.
- جمعآوری و استفاده از دادهها با الزامات حریم خصوصی سازگار است.
در نهایت، بهترین استراتژی ریتارگتینگ لزوماً پیچیدهترین استراتژی نیست. ابتدا باید اندازهگیری صحیح، گروهبندی مناسب مخاطبان و کنترل هزینهها را پیادهسازی کنید؛ سپس با آزمایشهای مرحلهای، روشهایی را توسعه دهید که برای کسبوکار شما نتیجه قابلاندازهگیری ایجاد میکنند.
پلتفرمهای مطرح ریتارگتینگ
| پلتفرم | ویژگی اصلی | مناسب برای |
| یکتانت | تبلیغات هدفمند و بازگرداندن کاربران در شبکه تبلیغاتی داخلی | فروشگاهها و کسبوکارهای فعال در بازار ایران |
| تپسل | تبلیغات دیجیتال با تمرکز قابلتوجه بر اپلیکیشنها و مخاطبان موبایلی | کسبوکارهایی که کاربران موبایل بخش مهمی از مخاطبانشان هستند |
| صباویژن | ارائه راهکارهای تبلیغات دیجیتال در رسانهها و بسترهای آنلاین | کسبوکارهایی که به دنبال تبلیغات در بازار ایران هستند |
| Google Ads | هدفگیری مجدد کاربران سایت و نمایش تبلیغات متناسب با محصولات یا خدمات مشاهدهشده | کسبوکارهایی که بازار بینالمللی دارند یا به زیرساختهای تبلیغاتی گوگل دسترسی دارند |
یکتانت و تپسل از گزینههای قابل بررسی برای کمپینهای داخلی هستند؛ گوگل ادز نیز امکان اجرای ریتارگتینگ استاندارد و داینامیک را فراهم میکند.
برای انتخاب پلتفرم به چه نکاتی توجه کنیم؟
پیش از انتخاب، این موارد را بررسی کنید:
- محدوده نمایش تبلیغ: آیا پلتفرم به مخاطبان هدف شما در وبسایتها یا اپلیکیشنهای موردنظر دسترسی دارد؟
- امکانات هدفگیری: آیا میتوانید بازدیدکنندگان صفحات خاص یا کاربران سبد خرید را جداگانه هدف بگیرید؟
- هزینه و گزارشدهی: هزینه جذب مشتری و امکان اندازهگیری فروش یا سرنخهای ایجادشده چقدر است؟
- سازگاری با کسبوکار: آیا تبلیغات محصولمحور، بنری یا سایر قالبهای موردنیاز شما پشتیبانی میشوند؟
در نهایت، پلتفرم مناسب لزوماً ارزانترین یا شناختهشدهترین گزینه نیست؛ بلکه باید بتواند مخاطبان مرتبط را با هزینه قابلقبول به سایت بازگرداند. پیش از شروع کمپین نیز امکانات فعلی، شرایط دسترسی و مدل قیمتگذاری هر سرویس را بررسی کنید.
تفاوت ریتارگتینگ با سایر روشهای تبلیغاتی
ریتارگتینگ با بسیاری از روشهای تبلیغات دیجیتال تفاوت دارد؛ زیرا تمرکز اصلی آن بر کاربرانی است که قبلاً با کسبوکار تعامل داشتهاند. در مقابل، روشهایی مانند تبلیغات کلیکی در جستوجو یا تبلیغات نمایشی عمومی میتوانند برای جذب مخاطبان جدید نیز استفاده شوند.
| روش تبلیغاتی | مخاطب هدف | هدف اصلی | تفاوت با ریتارگتینگ |
| ریتارگتینگ (Retargeting) | کاربرانی که قبلاً از سایت بازدید کردهاند یا تعامل مشخصی داشتهاند | بازگرداندن مخاطب و افزایش احتمال تبدیل | بر اساس تعامل قبلی کاربر هدفگیری میکند. |
| تبلیغات کلیکی (PPC) | کاربران هدفگیریشده بر اساس کلمات کلیدی، علایق یا معیارهای دیگر | جذب بازدیدکننده و دریافت کلیک | PPC مدل پرداخت است؛ ریتارگتینگ روش هدفگیری است و میتواند با پرداخت کلیکی اجرا شود. |
| تبلیغات نمایشی (Display Ads) | مخاطبان جدید یا فعلی، بر اساس تنظیمات کمپین | افزایش آگاهی از برند یا جذب ترافیک | تبلیغات نمایشی نوعی قالب تبلیغاتی است؛ ریتارگتینگ میتواند از همین قالب استفاده کند. |
| تبلیغات موتور جستوجو (Search Ads) | افرادی که عبارتهای مرتبط را جستوجو میکنند | جذب مخاطب دارای نیاز یا قصد جستوجو | هدفگیری معمولاً بر اساس جستوجوی فعلی است، نه لزوماً بازدید قبلی از سایت. |
| تبلیغات شبکههای اجتماعی | کاربران بر اساس علایق، ویژگیها یا رفتارشان در پلتفرم | جذب مخاطب، تعامل یا فروش | میتواند مخاطبان جدید را هدف بگیرد یا با استفاده از قابلیتهای پلتفرم، کاربران قبلی را دوباره جذب کند. |
| ایمیل مارکتینگ | افرادی که آدرس ایمیل خود را در اختیار کسبوکار گذاشتهاند | حفظ ارتباط، افزایش خرید مجدد و اطلاعرسانی | از طریق ایمیل با مخاطب ارتباط میگیرد؛ ریتارگتینگ معمولاً تبلیغ را در بسترهای تبلیغاتی نمایش میدهد. |
جمعبندی
ریتارگتینگ روشی برای ارتباط دوباره با کاربرانی است که قبلاً از سایت بازدید کردهاند یا با کسبوکار تعامل داشتهاند. این روش بهویژه زمانی کاربرد دارد که کاربر هنوز خرید نکرده، فرایند ثبت سفارش را نیمهکاره رها کرده یا به خدمات شما علاقه نشان داده است.
با این حال، ریتارگتینگ جایگزین تمام روشهای تبلیغاتی نیست. تبلیغات جستوجویی میتواند مخاطبان دارای نیاز مشخص را جذب کند و تبلیغات عمومی به افزایش آگاهی از برند کمک کند؛ سپس ریتارگتینگ برای بازگرداندن بخشی از این مخاطبان به کار گرفته شود. ترکیب این روشها، بر اساس هدف کمپین و رفتار کاربران، میتواند به استفاده مؤثرتر از بودجه تبلیغاتی کمک کند.
سوالات متداول
در این روش، با استفاده از ابزارهای ردیابی مجاز، دادههای کاربران یا فهرست مخاطبان، افرادی که رفتار مشخصی داشتهاند شناسایی میشوند. سپس تبلیغ متناسب با شرایط کمپین برای آنها نمایش داده میشود؛ البته نمایش تبلیغ به تنظیمات پلتفرم، رضایت و محدودیتهای حریم خصوصی بستگی دارد.
این دو اصطلاح در بسیاری از منابع بهجای یکدیگر استفاده میشوند. معمولاً ریتارگتینگ به نمایش دوباره تبلیغات برای مخاطبان قبلی اشاره دارد، درحالیکه ریمارکتینگ گاهی برای ارتباط مجدد از طریق ایمیل یا سایر کانالها نیز به کار میرود. بااینحال، کاربرد این دو اصطلاح در پلتفرمهای مختلف یکسان نیست.
معمولاً به یک بستر تبلیغاتی پشتیبانیکننده، ابزار اندازهگیری یا تگ ردیابی مناسب، تعریف مخاطبان هدف و مشخصکردن هدف کمپین نیاز دارید. همچنین باید الزامات مربوط به رضایت کاربران، حریم خصوصی و سیاستهای پلتفرم رعایت شوند.
زمان مشخصی برای نتیجهگیری وجود ندارد. میزان ترافیک سایت، حجم مخاطبان قابلهدفگیری، نوع محصول، طول فرایند خرید و کیفیت تبلیغات بر سرعت رسیدن به نتیجه تأثیر میگذارند. بهتر است عملکرد کمپین در یک بازه متناسب با چرخه خرید کسبوکار بررسی شود.
در ریتارگتینگ معمولی، تبلیغی عمومی یا متناسب با یک گروه از مخاطبان نمایش داده میشود؛ اما در ریتارگتینگ داینامیک، محتوای تبلیغ میتواند بر اساس محصول یا خدمتی که کاربر مشاهده کرده تغییر کند. این روش بهخصوص برای فروشگاههایی با تعداد زیادی محصول کاربرد دارد.
هزینه به پلتفرم تبلیغاتی، مدل پرداخت، میزان رقابت، تعداد مخاطبان و تنظیمات کمپین بستگی دارد. برای ارزیابی اقتصادی آن، علاوه بر هزینه کلیک یا نمایش، شاخصهایی مانند هزینه جذب مشتری و درآمد حاصل از کمپین را نیز بررسی کنید.



